فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥٥
محاق
مَحاق: موقعِیت ماه در سه شب آخر ماههاِی قمرِی.
محاق عبارت است از وضعِیت خاص ماه در سه شب آخر ماههاِی قمرِی(← ماه قمرِی). در اِین وضعِیت، هلال ماه بسِیار بارِیک است و از زمِین دِیده نمِیشود. از آن به مناسبت در باب حج و نکاح سخن گفته اند.
به سفر رفتن و ازدواج کردن (عقد نکاح) در زمانِی که ماه در محاق قرار دارد، مکروه است.(١) همچنِین آمِیزش با همسر در وضعِیت محاق ماه کراهت دارد. اِین کراهت در آخر ماه که کراهت محاق با کراهت آخر ماه جمع مِیشود، شدِیدتر است.(٢)
(١) جواهر الکلام ١٨/ ١٥٣ و ١٦٢.
(٢) ٢٩/ ٥٥.
مُحاقَله؛ بيع ← بيع محاقله
مُحاکمه ← دادخواهِی
مُحال ← حواله
محبت ← دوستِی
مُحتاط ← احتِیاط
محتال
مُحتال: کلاهبردار (← کلاهبردارِی)/ آن که حواله را قبول مِیکند (←حواله)
محترم ← احترام
محتسب
مُحتَسِب: متصدِی امور حسبِی(١) (← امورحسبِی) انجام دهنده کار براِی خدا(٢) (←احتساب).
به کسِی که کارِی را براِی دِیگرِی انجام مِیدهد، نه از روِی تبرع و به طور مجانِی؛ بلکه به قصد گرفتن ما بازاِی آن، نِیز محتسب گفته مِی شود، مانند کسِی که حِیوانِی را پِیدا کرده است و علوفه و غذاِی آن را فراهم مِیکند، به قصد گرفتن ما بازاِی آن از صاحب حِیوان(٣) (← ضاله).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كشف الغطاء ٤/ ١٣٧ و ٤٧٥ ؛ جواهر الکلام ٢٢/ ٣٣٣؛ دراسات في ولاية الفقيه ٢ / ٢٥٩ – ٢٦٠.
(٢) جواهر الكلام ٩/ ٤: روضة المتقين ٢ / ٢٢٣ و ٦٠٠.
(٣) الكافى فى الفقه / ٣٥١ ؛ المهذب ٢/ ٥٦٩.
مُحتضر ← احتضار
مُحتكر ← احتکار