فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٢
مَروه ← صفا و مروه
مَرهون ← رهن
مرِی
مِرِی: مجراِی عضلانِی از حلق تا معده.
مرِی ِیا سرخ ناِی، مجراِی عضلانِی طوِیلِی است که از حلق تا معده امتداد دارد و با انقباضهاِی منظم خود، غذا را به سمت معده هداِیت مِیکند.(١) از آن به مناسبت در باب صِید و ذباحه نام برده اند.
آِیا در ذبح حِیوان، علاوه بر برِیدن حلقوم و دو شاهرگ، برِیدن مرِی هم واجب است ِیا نه، مسئله محل اختلاف است. مشهور، برِیدن مرِی را نِیز واجب مِی دانند. برخِی قطع مرِی را لازم ندانسته اند. (٢)
(١) فرهنگ بزرگ سخن، واژه «مرِی» .
(٢) شرائع الاسلام ٤/ ٧٣٩؛ مجمع الفائدة ١١/ ٩٥ ؛ مسالک الافهام ١١/ ٤٧٣.
(٣) مختلف الشيعة ٨/ ٣٥٣ -٣٥٤.
مرِیض ← بِیمارِی
مرِیم؛ سوره
مرِیم؛ سوره: نوزدهمِین سوره قرآن کرِیم.
از آن در باب صلات نام برده اند.
مداومت بر تلاوت سوره مرِیم مستحب است.(١) در حدِیثِی آمده است: «هرکس بر تلاوت سوره مرِیم مداومت داشته باشد، نمِیرد تا اِینکه برسد به او آنچه که وِی را در خود، مال و فرزندانش بِی نِیاز گرداند و در آخرت از اصحاب حضرت عِیسِی علِیه السلام به شمار رود و مانند مُلک سلِیمان در دنِیا، به او در آخرت عطا شود». (٢)
سجده کردن پس از تلاوت ِیا شنِیدن آِیه ٥٨ سوره مرِیم مستحب است (٣) (←آِیات سجده).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كشف الغطاء ٤٧٢/٣.
(٢) وسائل الشيعة ٢٥٢/٦.
(٣) جواهر الكلام ٢١١/١٠.
مُزابَنَه ؛ بِیع ← بيع مزابنه
مزاح ← شوخِی
مزاحمت
مُزاحمت: اِیجاد زحمت کردن؛ رنج رساندن.