فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٢
ديات: ديه قطع هر دو دست از مچ، دِیه کامل و قطع هر کدام، نصف دِیه است. (٧) همچنِین دِیه قطع هر دو پا از مفصل ساق (مچ) دِیه کامل و قطع ِیک پا، نصف دِیه است.(٨)
(١) جواهر الکلام ٢/ ١٨٥.
(٢) ٣٣٢ - ٣٣٤ و ٣/ ١١٧ – ١١٨.
(٣) ٢٠٢/٥ ؛ العروة الوثقى ٢ / ٢٠٧.
(٤) العروة الوثقى ٢/ ٣١٩؛ توضِیح المسائل مراجع ١/ ٤٤٢.
(٥) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٤٨٥ – ٤٨٦.
(٦) ١/ ٥٧٦.
(٧) جواهر الکلام ٤٣/ ٢٤٥ ؛ تحرِیر الوسيلة ٢/ ٥٧٩.
(٨) جواهر الکلام ٤٣/ ٢٧٨.
مُحابات؛ بِیع ← بيع محابات
محادر
مَحادِر: آوِیزگاه.
محادر از «حدر» است. واژه محادر در کتب لغت نِیامده، لِیکن در کلمات فقها به صورت اضافه به «ذَقَن» ِیا «شَعر ذَقَن» به کار رفته و مقصود از آن آوِیزگاه موهاِیِی است که از چانه سرازِیر شده است.(١) از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند.
در اندازه شستن صورت بر حسب طول در وضو گفته اند: از ابتداِی پِیشانِی (رستنگاه مو) تا آوِیزگاه موهاِی چانه که انتهاِی چانه مِیباشد، باِید شسته شود. (٢)
(← چانه) (← وضو)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المقنعة / ٤٣ ؛ المقاصد العلية / ٨٦ ؛ مجمع البحرين، واژه «حدر ).
(٢) غنية النزوع / ٥٤ ؛ اشارة السبق / ٧٠ ؛ جامع المقاصد ١/ ٢١٢.
محاذات
مُحاذات: برابر؛ مقابل؛ روبه رو.
از احکام مرتبط با آن در بابهاِی طهارت، صلات و حج سخن گفته اند که به نمونه هاِیِی از آنها اشاره مِیشود.
طهارت: در صورت محاذِی بودن سطح چاه فاضلابِی کـه نـجـاست در آن مِیرِیزد، با چاه آب، مستحب است مِیان آن دو هفت ذراع (← ذراع) فاصله باشد (← چاه آب).
صلات: به قول مشهور، مستحب است نماز گزار هنگام تکبِیر، دستهاِیش را تا محاذِی گوشها ِیا صورت و ِیا فرورفتگِی گلو (موضع نحر) بالا ببرد (← تکبِیر)؛ چنان که مستحب است در حال قِیام، دستها روِی رانها، محاذِی زانوها و در حال سجود ،محاذِی گوشها و در حال رکوع، پِیشانِی محاذِی محل سجده قرار گِیرد.