فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٧
مباحث الفاظ شامل مبحث مشتق، اوامر، نواهِی، مفاهِیم، عام و خاص، مطلق و مقِید و مجمل و مبِین است؛ چنان که وضع الفاظ بر معانِی، اقسام وضع، انواع استعمال الفاظ در معانِی از حقِیقت و مجاز، انواع دلالتها، نشانه هاِی حقِیقت و مجاز، اصول لفظِی، ترادف، اشتراک و حقِیقت شرعِی نِیز از مباحث مرتبط با لفظ است که اصولِیان به تفصِیل از آنها سخن گفته اند. در اصول فقه، در خصوص الفاظ عبادات، بحثِی دِیگر مطرح است مبنِی بر اِینکه آِیا الفاظ عبادات براِی خصوص معناِی صحِیح وضع شده اند، ِیا اعم از صحِیح و فاسد(← صحِیح و اعم).
از اقسام دلِیل، دلِیل لفظِی، مقابل دلِیل لبِی است. مقصود از دلِیل لفظِی، دلِیل از سنخ الفاظ است (← دلِیل).
ب. بعد فقهى
طهارت: به قول مشهور، مس الفاظ قرآن کرِیم بدون طهارت (وضو، غسل ِیا تِیمم) حرام است(٢) (← قرآن).
در الفاظ مشترک مِیان قرآن و غِیر قرآن، مانند قال و موسِی، ملاک، قـصـد نوِیسنده است. بنابر اِین، اگر آن الفاظ به قصد قرآن بودن نوشته شود، حکم قرآن را دارد و در صورت شک در چگونگِی قصد، مس آن الفاظ جاِیز است.(٣)
صلات: الفاظ عبادات باِید به همان گونه که وارد شده، ادا شود و تغِیِیر صورت و ِیا ترجمه آن کفاِیت نمِیکند؛ از اِین رو، اداِی الفاظ نماز به غِیر عربِی صحِیح نِیست؛ چنان که اداِی غلط آن الفاظ نِیز کافِی نخواهد بود (← ترجمه) (← عربيت).
عقود و ايقاعات: آِیا الفاظ عـقـود (← عقد) و ايقاعات (← ايقاع) باِید به عربِی ادا شود ِیا هر زبانِی کفاِیت مِیکند؟ مسئله اختلافِی است، جز نکاح (← ازدواج) و طلاق (← طلاق) که به قول مشهور باِید به عربِی، آن هم با الفاظِی خاص ادا شود. در لعان (← لعان) و ظهار (← ظهار ) نِیز حکم همِین است.
به قول مشهور، عقد و اِیقاع با لفظ تحقق مِی ِیابد و بنابر قول منسوب به مشهور، لفظ آن نِیز باِید صرِیح در معناِی عقد ِیا اِیقاع باشد و الفاظ کناِیِی کفاِیت نمِیکند
(← قول)