فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣١
در زمره کسانِی قرار مِیگِیرد که نماز و روزه شان در پِیشگاه خداوند، پذِیرفته است و در روز قِیامت به سبب گناهانِی که در دنِیا مرتکب شده حسابرسِی (مجازات) نمِی شود».(٢)
(١) كشف الغطاء ٣/ ٤٧٨.
(٢) وسائل الشيعة ٦/ ١٤٥.
مافِی الذمه
ما فِي الذِمّه: حقوق ثابت بر عهده کسِی.
ما في الذمه ِیعنِی حقوقِی که بر ذمه و گردن مکلف است که با اداِی آن، از عهده اش بِیرون مِیرود.
ما في الذمه يا حق الناس است که باِید آن را به صاحبش بدهد، مانند مالِی که از کسِی به قرض (دَِین) ِیا به غصب گرفته و ذمه اش به آن مشغول است(← اشتغال ذمه) و با پرداخت مال ِیا ابراء (← ابراء) از سوِی صاحب مال، ذمه اش برِی مِی شود، و ِیا حق الله؛ اعم از مالِی، همچون خمس و زکات و غِیر مالِی، همچون نماز، روزه و حج. بنابر اِین، کسِی که خمس ِیا زکات مالش را نداده ِیا تکلِیف نماز، روزه ِیا حج از او فوت شده، ذمه اش به آنها مشغول است و با اداِی آنها ذمه اش برِی مِی شود (←حق).
هرگاه از انسان نمازِی فوت شود، لِیکن خصوصِیات آن را نداند، مانند اِینکه نداند نماز فوت شده، ظهر بوده ِیا عصر، چنانچه ِیک نماز چهار رکعتِی به نِیت مافِی الذمه (آنچه در ذمه اش است) به جا آورد، کفاِیت مِیکند.(١)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) توضِیح المسائل مراجع ٦٤٣/١ و ٧٥٧.
مال
مال: آنچه مورد رغبت و تقاضاِی عقلا است.
مال از مَوْل است. به گفته برخِی لغوِیان، اصل مال «مَوِل» است. «واو» به جهت حرکت داشتن و مفتوح بودن حرف ماقبل آن، قلب به «الف» و تبدِیل به «مال» شده و جمع آن «اموال» است. برخِی لغوِیان در تعرِیف مال، به ذکر معروف بودن آن بسنده کرده و تعرِیفِی از آن ارائه نکرده اند.(١) برخِی دِیگر آن را به آنچه مملوک انسان است، تعرِیف کرده اند.(٢) بعضِی گفته اند: مال در اصل، مملوک از طلا و نقره بوده است؛