فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٩
قصاص: جناِیت عمدِی بر گوش موجب ثبوت قصاص است و گوش ناشنوا در برابر شنوا، کوچک در برابر بزرگ و بالعکس در قصاص مِی شود. همچنِین گوش صحِیح در برابر گوش سوراخ شده، در صورتِی که سوراخ نقص به شمار نرود، قصاص مِی شود؛ لِیکن اگر گوشِ آسِیب دِیده پارگِی ِیا سوراخِی داشته باشد که نقص و عِیب محسوب گردد، در قصاص تمامِی گوش سالم ِیا قصاص تا محل شکاف و پارگِی در فرد آسِیب دِیده، اختلاف است. بــرخــِی گفته اند: تا محل شکاف و پارگِی قصاص مِیشود و در باقِی مانده ارش ثابت است. برخِی دِیگر گفته اند: با رد دِیه شکاف به جانِی، تمامِی گوش وِی قصاص مِیشود. در بعض گوش به نسبت مقدار قطع شده به تمامِی گوش، قصاص ثابت است؛ از اِین رو، اگر نصف گوش بزرگ برِیده شود و گوش جانِی کوچک باشد، نصف گوش او در برابر آن قصاص مِی شود. (١٨)
چنانچه آسِیب دِیده، پِیش از اقدام به قصاص، گوش خود را پِیوند بزند و بهبود ِیابد، بنابر قول مشهور، قصاص ساقط نمِی شود و او مِی تواند جانِی را قصاص کند. از برخِی قدما سقوط قصاص نقل شده است. (١٩) چنان که برخِی معاصران نِیز قصاص را در اِین فرض ساقط دانسته اند.(٢٠)
اگر جانِی پس از قصاص، گوش خود را پِیوند بزند و بهبود ِیابد، آِیا آسِیب دِیده مِی تواند برِیدن دوباره آن را مطالبه کند ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. همچنِین اگر آسِیب دِیده پس از قصاص جانِی، گوش خود را پِیوند زند و خوب شود، آِیا جانِی مِیتواند ازاله آن را مطالبه کند ِیا نه ؟ مسئله اختلافِی است. (٢١)
دِیات: دِیه هر دو گوش، دِیه کامل و دِیه هر کدام، نصف دِیه است و در قطع بخشِی از گوش بر حسب نسبت آن به گوش آسِیب دِیده، دِیه توزِیع مِی شود. براِی نمونه، دِیه برِیدن ِیک سوم گوش، ثلث دِیه گوش خواهد بود، جز نرمِی گوش که دِیه تعِیِین شده دارد و به قول مشهور، ثلث دِیه گوش است. (٢٢) بنابر قول برخِی، در پارگِی گوش، ِیک سوم دِیه ثابت است. (٢٣) برخِی، در پارگِی نرمِی گوش، ِیک سوم دِیه نرمِی گوش را ثابت دانسته اند.(٢٤)