فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٣
باشد و آن بر دو قسم است:
١. نص و آن لفظِی است که دلالتش بر معناِی مقصود گوِینده به اندازه اِی روشن و آشکار است که نزد عــرف غـِیـر قـابل تأوِیل و توجِیه است. واژه «صرِیح» نِیز مرادف «نص» است.
٢. ظاهر و آن لفظِی است که دلالتش بر معناِی مقصود روشن است؛ لِیکن نه در آن حد که غِیر قابل تأوِیل و توجِیه باشد؛ بلکه به کمک قراِین، تأوِیل و توجِیه پذِیر است، مانند لفظ عام و مطلق.
فعل مبِین فعلِی است که مقصود فاعل از آن روشن باشد؛ بدِین معنا که علت و وجه وقوع و صدور فعل از فاعل معلوم باشد که -به عنوان مثال ـ آِیا صدور آن به جهت تقِیّه بوده ِیا امتثال حکم واقعِی؛ به عنوان وجوب بوده ِیا استحباب؟(١) از عنوان ِیاد شده در اصول فقه بحث کرده اند.
حجيت مبِین: هر دو نوع مبِین (نص و ظاهر) بدون هِیچ اشکال حجت و عذر با آن منقطع است(٢) و از قواعد اصولِی، حمل مجمل بر مبِین مِی باشد؛ بدِین معنا که هرگاه در مورد مجملِی، مبِینِی وجود داشته باشد، مجمل بر مـبـيـن حـمـل و بــه مبِین عمل مِی شود. عمل به اِین قاعده در جاِیِی است که در هر دو (مجمل و مبين)، محکومٌ به و نِیز سبب و حکم ِیکِی باشد؛ خواه هر دو اِیجابِی باشند، مانند اِینکه گفته شود: اگر زِید آمد به عِینِی صدقه بده. اگر زِید آمد به طلا صدقه بده. عِین در خطاب نخست مجمل است و بر طلا -که در خطاب دوم مبِین است ـ حمل مِی شود. نتِیجه آن صدقه دادن به طلا مِیباشد. ِیا هر دو نفِی باشند، مانند اِینکه گفته شود: به عِینِی صدقه نده. به طلا صدقه نده. در اِین فرض نِیز عِین بر طلا حمل مِی شود و نتِیجه آن، صدقه ندادن به طلا است، نه دِیگر اعِیان.
اگر مجمل و مبِین به لحاظ اِیجاب و نفِی مختلف باشند، مانند اِینکه گفته شود: به عِینِی صدقه بده. به طلا صدقه نده ِیا عکس آن، در اِین صورت، مجمل بر ضدّ مبِین حمل مِیشود. بنابر اِین در مثال ِیاد شده، عِین بر غِیر طلا حمل مِی شود و به طلا صدقه داده نمِی شود.