فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٧
تقسِیم مِیشود (← عقد). عقد لازم عقدى است که بر هم زدن آن از سوِی هر ِیک از طرفِین معامله صحِیح نِیست. منشأ لزوم عقد يا التزام و تعهد دو طرف معامله است، مانند عقد بِیع و اجاره و ِیا حکـم شــارع به لزوم عقد و فسخ ناپذِیرِی آن، مانند عقد نکاح. اولِی لزوم حقِی(← لزوم حقِی) و دومِی لزوم حکمِی (← لزوم حکمِی) نامِیده مِی شود.
لزوم به معناِی وجوب: لزوم ِیا با الزام خداِی تعالِی است، ِیا با الزام دِیگرِی و ِیا با الزام انسان بر خود.
الف. لزوم با الزام خداوند: بر مکلف به جا آوردن آنچه خدا بر او واجب کرده، واجب است؛ چنان که ترک آنچه خدا بر او حرام کرده، واجب مِیباشد.
ب: لزوم با الزام غِیر: کسانِی که به حکم خداِی تعالِی، اطاعت آنان بر انسان واجب است، با الزام آنان نِیز عمل مـورد الزام، بر مكلف واجب مِی شود، مانند امامان معصوم علِیهم السلام که اطاعت آنان در همه امور واجب است و ناِیب امام معصوم علِیه السّلام که در گستره نِیابت اطاعت او واجب خواهد بود (← اطاعت).
ج. لزوم با الزام انسان بر خود: وفا به آنچه انسان در قالب عقد متعهد مِیشود، واجب است، مانند عقد بِیع(← بِیع) که در آن، فروشنده متعهد به انتقال ملکِیت کالا به خرِیدار و خرِیدار متعهد به انتقال ملکِیت بهاِی کالا به فروشنده مِیشود، و عقد اجاره (← اجاره) که اجِیر متعهد بـه انجام دادن کار مورد اجاره و مستأجر (اجِیر کننده) متعهد به پرداخت اجرت آن مِیگردد. همچنِین شراِیط صحِیحِی که دو طرف ِیا ِیکِی، ضمن عقد ملتزم مِی شود. وفاِی به آن بر التزام دهنده واجب است (← شرط) (← شرط ضمن عقد).
آِیا چِیزهاِیِی که انسان، مستقل و جدا از عقد -و نه ضمن آن ـ متعهد مِیگردد، بر او الزام آور است ِیا اِین نوع تعهدات وعده به شمار مِی رود و الزام آور نِیست؟ مسئله محل اختلاف است (← شرط ابتداِیِی). وفا به آنچه انسان در قالب اِیقاع، همچون نذر و عهد و قسم بر عهده خود قرار مِی دهد، واجب است. (٩)
(← قاعده لزوم)