فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٧٠
از آن به مناسبت در باب صلات و قصاص سخن گفته اند.
صلات: از شراِیط قصر نماز، پِیمودن مسافت هشت فرسخ است؛ لِیکن در اِینکه مبدأ مسافت در شهرهاِی بزرگ، همچون دِیگر شهرها، آخر شهر است ِیا آخر محله، اختلاف است (٢)( ← بلاد کبِیره).
حد ترخص (←حد ترخص) مکانِی است که مسافر از آنجا دِیوار خانه هاِی شهر را نبِیند و اذان آن را نشنود. در اِینکه حد ترخص در شهرهاِی بزرگ همانند شهرهاِی کوچک و متوسط است ِیا اِینکه در شهرهاِی بزرگ عبارت است از ندِیدن دِیوار آخرِین خانه هاِی محله اِی که در آن سکونت دارد و نشنِیدن اذان آن، مسئله اختلافِی است.(٣)
اقامت در مکانِی، با قصد ده روز، موجب قطع سفر و ثبوت احکام وطن مِی شود (← وطن)؛ لِیکن در شهرهاِی بزرگ اختلاف است که آِیا قصد اقامت (← اقامت) باِید در محله اِی باشد که قصد سکونت در آن را دارد ِیا قصد اقامت در شهرِی که مجموع محلات آن ِیک شهر به شمار مِی روند، کفاِیت مِیکند؟ بنابر قول نخست، اگر مسافرِی قصد اقامت ده روز در محله اِی را نداشته باشد، سفر او قطع نمِیشود و احکام مسافر (قصر نماز و صحِیح نبودن روزه) بر او بار مِیشود. (٤)
ثواب نماز گزاردن در مساجدِی که شمار نماز گزاران آن زِیاد است، بِیشتر از مساجدِی است که تعداد کمترِی از نمازگزاران در آن شرکت مِیکنند. بر اِین اساس، ثواب نماز در مسجد جامع صد برابر و در مسجد محله (قبِیله) ٢٥ برابر است.(٢٥)
قصاص: ضابطه کلِی لوث عبارت است از آنچه موجب غلبه ظن قاضِی به صدق مدعِی مِی شود، مانند پِیدا شدن مقتول در خانه کسِی ِیا در آبادِی ِیا محله اِی که جز ساکنان آن خانه و اهالِی آن آبادِی ِیا محله، آمد و شدِی به آنجا ندارند و مِیان مقتول و ساکنان خانه ِیا اهالِی آبادِی ِیا محله پِیشِینه دشمنِی وجود داشته باشد (٦) (← لوث).
(١) فرهنگ بزرگ سخن، واژه «محله».
(٢) جواهر الكلام ١٤/ ٢٠٣ - ٢٠٤؛ الحدائق الناضرة ١١/ ٣٠٥؛ مستند الشيعة ٨/ ٢٠٨.
(٣) مستند الشيعة ٨/ ٢٩٦ ؛ العروة الوثقى ٣/ ٤٦٣.
(٤) جواهر الکلام ١٤/٣٠٧؛