فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٥
در کفالت مؤجّل، مدت باِید مشخص و معلوم باشد و در صورت نامعلوم بودن، کفالت باطل خواهد بود.
کفالت مؤجّل و نِیز بنابر قول مشهور، کفالت حالّ صحِیح است. (٢٤) برخِی کفالت حالّ را صحِیح ندانسته اند.(٢٥)
در صورت حالّ بودن کفالت، ِیا اتمام مدت آن در کفالت مؤجّل، با مطالبه مكفول له، كفيل موظف است مکفول را حاضر کند، و در صورت پاِیان نِیافتن مدت در کفالت مؤج،ل، با تقاضاِی مكفول له، احضار مکفول بر کفِیل واجب نخواهد بود.
با احضار مکفول توسط کفِیل، عهده او از تعهدِی که داده، برِی مِی شود و در صورت خوددارِی از انجام دادن تعهد، حاکم او را به زندان مِی افکند تا مکفول را احضار و ِیا به گفته جمعِی، بلکه اکثر، حق مالِی اِی را که بر ذمّه مکفول است، ادا کند.(٢٦)
برخِی گفته اند: در صورت تصمِیم کفِیل بر اداِی حق مالِی بر ذمه مكفول، قبول آن بر مکفول له واجب نِیست و او همچنان مِیتواند کفِیل را بر احضار مکفول ملزم نماِید. (٢٧)
اگر متعلق ،کفالت حقِی غِیر مالِی، همچون قصاص باشد، کفِیل تنها ملزم به احضار مکفول و در صورت امتناع، او حبس مِیشود.(٢٨)
چنانچه مکفول غاِیب باشد و کفِیل مکان او را بداند به کفِیل به مقدار لازم مهلت داده مِیشود تا مکفول را احضار کند و در صورت عدم احضار، زندانِی مِیشود و در صورت نامعلوم بودن مکان مکفول و بِی خبرِی از او، کفِیل به احضار مکفول تکلِیف نمِی شود؛ چنان که به پرداخت مال نِیز ملزم نمِیشود. (٢٩) بعضِی در فرض آخر گفته اند: حاکم مِی تواند کفِیل را به پرداخت مال ِیا احضار مکفول با تفحص و جست و جو از او، ملزم کند.(٣٠) بر کفِیل واجب است براِی احضار مکفول، به هر وسِیله مشروع توسل جوِید. در صورت غاِیب بودن مکفول و هزِینه مالِی داشتن احضار وِی، هزِینه انجام گرفته بر عهده مکفول است. (٣١)