فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠٣
مُتَعلِّم ← دانش آموز
مُتَعَوَّذ ← مستجار
متعه
مُتعَه: مالِی که مرد پس از طلاق همسرش به او مِی دهد / ازدواج موقت (← ازدواج موقت) / حج تمتع (← حج تمتع).
از احکام متعه به معناِی نخست به مناسبت در باب نکاح سخن گفته اند.
ازدواج دائم بدون ذکر مهر در عقد، صحِیح است و از آن به تفوِیض بُضع تعبِیر مِی شود (← تفوِیض)، مانند آنکه زن خطاب به مرد بگوِید: «زَوَّجتُک نَفسِی» و مرد بگوِید «قَبِلتُ» در اِین صورت، چنانچه پس از عقد، دخول صورت گِیرد مهر المثل (← مهر المثل) ثابت مِی شود؛ اما اگر مرد قبل از دخول و پِیش از توافق آن دو بر مهرِی معِین، همسرش را طلاق دهد، باِید در حد تمکن و توان مالِی خوِیش، مالِی به زن بپردازد که در اصطلاح به آن متعه مِیگوِیند.(١)
بنابر قول مشهو،ر متعه به زنِی که قبل از دخول و تعِیِین مهر طلاق داده مِیشود، اختصاص دارد؛ از اِین رو، اگر جداِیِی به سببِی دِیگر، همچون لعان (←لعان)، فسخ (← فسخ) ِیا مرگ زوج صورت گِیرد، متعه به زن تعلق نمِیگِیرد؛ چنان که مهرِی نِیز ندارد. البته دادن متعه به چنِین زنِی مستحب است. (٢)
مستحب است متعه پِیش از وقوع طلاق به زوجه داده شود. (٣)
به قول مشهور، متعه بر حسب موقعِیت زوج از لحاظ توان مالِی در نظر گرفته مِیشود. بر اِین نظر ادعاِی اجماع نِیز شده است.(٤) بنابر اِین، رضاِیت زوجه در آن شرط نِیست.(٥)
با وقوع طلاق، متعه بر ذمه زوج بــه عنوان دِین خواهد بود. اگر زن قبل از دخول و تعِیِین مهر و پِیش از طلاق، ذمه زوج را از متعه ابراکند، صحِیح نِیست.(٦)
(١) الروضة البهية ٣٤٧/٥.
(٢) ٣٤٨؛ مسالک الافهام ٨/ ٢٠٨ ـ ٢٠٩ ؛ كفاية الاحكام ٢/ ٢٢٣ ؛ كشف اللثام ٤٣٧/٧؛ جواهر الکلام ٣١/ ٥٩.
(٣) جواهر الكلام ٣١/ ٥٩- ٦٠.
(٤) ٥٤ – ٥٥.
(٥) ٦٠.
(٦) ٦٠.
مُتَّكا ← بالش