فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٢
علت نامِیدن آن به مسبحه آن است که براِی ذکر ِیا تسبِیح از اِین انگشت استفاده مِی شود. از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات و حج نام برده اند.
طهارت: از آداب وضو مسواک زدن است. کمترِین حد آن، مالِیدن انگشت به دندانها و افضل انگشت ابهام (شست) و مسبّحه است. (٢)
صلات: مستحب است فردِی که زِیاد شک و سهو مِی کند، پس از تکبِیرة الاحرام، با انگشت سبابه دست راست به ران چپ خود بزند و بگوِید: «بسم الله و بالله تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ العَلِيمِ مِنَ الشَّيطان الرجيم»، تا شِیطان از او دور گردد.(٣) حرکت دادن انگشت سبابه دست چپ به سمت بالا و پاِیِین به آرامِی در دعا در حالت تبتل (← تبتل) و سبابه دست راست به سمت چپ و راست در حالت تضرع (← تضرع) مستحب است. (٤)
حج: بنابر مشهور، رمِی جمرات به گونه خذف مستحب است؛ بدِین گونه که سنگ رِیزه را بر باطن انگشت ابهام بگذارد و با ناخن انگشت سبابه آن را به سمت جمره پرتاب کند. برخِی گفته اند: خذف آن است که سنگ رِیزه را روِی ناخن ابهام بگذارد و با انگشت سبابه رمِی کند(٥) (← خذف)
(← انگشت)
(١) لسان العرب، واژۀ «سبح»؛ لغت نامه دهخدا، واژه ((مسبحه».
(٢) تحفه رضوِیه / ١٠٣ ؛ مفاتيح الشرائع ١/ ٥٠.
(٣) مصابيح الظلام ٩/ ٢٧٣ – ٢٧٤ ؛ وسائل الشيعة ٨/ ٢٤٩ – ٢٥٠.
(٤) وسائل الشيعة ٧/ ٤٨.
(٥) المهذب ١/ ٢٥٥ ؛ جواهر الكلام ١٩/ ١٠٩ - ١١٠.
مسبعه
مَسبَعَه: زِیستگاه درندگان.
از احکام آن به مناسبت در باب غصب و قصاص سخن گفته اند.
هرگاه شخصِی کودکِی را در مسبعه اِی بِیندازد و کودک توسط درنده اِی کشته شود، افکننده ضامن و قصاص بر او ثابت است؛ اما اگر کودک را در غِیر مسبعه رها کند و به طور اتفاقِی درنده اِی او را بدرد و بکشد، بنابر قول مشهور ضامن نِیست. (١)
چنانچه فردِی بالغ که تواناِیِی بر نجات خود دارد، در مسبعه اِی انداخته شود، و به طور اتفاق طعمه درنده اِی گردد، ضمانِی متوجه کسِی که او را بدانجا انداخته نِیست؛ (٢)