فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٥
مشروعِیت: مزارعه عقدِی مشروع است؛ چنان که کشاورزِی شغلِی مستحب مِیباشد. در رواِیتِی از کشاورزِی به محبوب ترِین کار نزد خداوند و از کشاورزان به گنجهاِی خدا در زمِین نام برده شده است. (٤)
برخِی فقها از اِین رواِیات، استحباب مزارعه را نِیز استفاده کرده و گفته اند: زراعت اعم از مباشرِی و تسبِیبِی است و کسِی که زمِین در اختِیار کشاورز قرار مِی دهد، در امر کشاورزِی نقش دارد.(٥)
عقد مزارعه: مزارعه از عقود لازم است؛(٦) از اِین رو، شراِیط عمومِی عقود که در هر عقدِی نسبت به دو طرف عقد معتبر است، از قبِیل بلوغ، عقل و قصد در مزارعه نِیز باِید رعاِیت شود؛ چنان که شراِیط عقود لازم نسبت به صِیغه آن، همچون عربِی و مــاضـِی بــودن و تقدِیم اِیجاب بر قبول - بنابر قول به اعتبار اِین امور در عقد لازم- در آن معتبر است؛(٧) لِیکن بعضِی، امور ِیاد شده را شرط ندانسته اند. (٨)
صِیغه عقد مزارعه: عقد مزارعه همچون دِیگر عقود داراِی اِیجاب و قبول است. در اِیجاب، هر لفظِی که مفاد مزارعه را بفهماند و به قصد انشا گفته شود کفاِیت مِیکند، مانند «زارَعتُكَ عَلَى هَذِهِ الْأَرْضِ مُدَّةً معلومَةً بِحِصَّةٍ مُعَيَّنَةٍ مِن حاصِلِها؛ اِین زمِین را به کشاورزِی در آن به تو دادم در مدت معلوم به ازاِی بخشِی معِین از درآمد آن». به جاِی «زارَعتُکَ» مِیتواند بگوِید «سَلَّمتُها إِلَيْكَ» يا الفاظِی دِیگر که بِیانگر معناِی مزارعه باشد.(٩) در اِینکه الفاظ اِیجاب با لفظ امر نِیز صحِیح است، مانند اِینکه مالک زمِین به جاِی «زارَعتُکَ» بگوِید: «إزرَع هذِهِ الارضَ» يا صحيح نِیست، مسئله محل اختلاف است. (١٠) قول به صحت به مشهور نسبت داده شده است. (١١)
در قبول عقد مزارعه نِیز هر لفظِی که بر آن دلالت کند، مانند «قَبِلتُ» کفاِیت مِی کند. در اِینکه قبول فعلِی، همچون تحوِیل گرفتن زمِین و اشتغال به کشاورزِی در آن کفاِیت مِیکند ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. (١٢)