فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٥٨
از دِیگر مستحبات لعان تغلِیظ در قسم لعان است، با ذکر اسامِی بِیانگر عظمت و انتقام خداوند و اجراِی لعان در مکانِی مقدس، همچون نزد رکن و مقام در مکه، نزد قبر مطهر پِیامبر صلّى الله عليه و آله در مدِینه و در مساجد ِیا مشاهد مشرفه (← مشاهد مشرفه)، در صورتِی که مانعِی همچون جنابت و حِیض وجود نداشته باشد ِیا زن اهل خروج از منزل و حضور در مجالس مردان باشد، و ِیا اجراِی آن در زمانهاِیِی خاص، همچون جمعه و روز قدر، در صورتِی که موجب تأخِیر نگردد. (٣٤)
ساِیر احکام: با قذف زوجه از سوِی زوج، حد قذف بر زوج ثابت مِی شود و نمِی توان او را ملزم به لعان کرد؛ لِیکن با لعان، حد از وِی ساقط مِیگردد و در صورت لعان مرد، حد بر زن ثابت مِی شود، مگر آنکه وِی نِیز با لعان حد را از خود دفع کند. (٣٥)
اِین امور بر لعان مترتب مِی شود: سقوط حد قذف و زنا از زوج و زوجه؛ منتفِی شدن نسبت فرزندِی از زوج در لعان براِی نفِی فرزند و بقاِی نسبت مِیان او و مادر و خوِیشان مادرِی و قطع رابطه زوجِیت و حرمت ابدِی زوجِین بر ِیکدِیگر؛ خواه زوج در واقع در نسبتش به زوجه صادق باشد ِیا کاذب.
به فرزندِی که به لعان نفِی مِیشود نمِی توان ولد الزنا گفت و احکام ولد الزنا بر وِی بار نمِی شود. (٣٦)
اگر مرد در اثناِی لعان خود را تکذِیب و ِیا از اتمام لعان خوددارِی کند، تنها حد قذف بر او ثابت مِیگردد و رابطه زوجِیت و فرزندِی باقِی مِی ماند؛ چنان که اگر زن نِیز چنِین کند، تنها حد بر او جارِی مِیشود، در صورتِی که سبب لعان قذف باشد. (٣٧)
چنانچه مرد پس از لعان براِی نفِی فرزند، خود را تکذِیب کند، فرزند تنها به او ملحق مِیشد و از او ارث مِی برد؛ لِیکن از نزدِیکان پدرِی ارث نمِی برد، مگر در صورت تصدِیق آنان بنابر قولِی، همچنِین پدر و نزدِیکان پدرِی از فرزند ارث نمِی برند؛ (٣٨) اما با تکذِیب ِیاد شده، نه زوجِیت باز مِیگردد و نه حرمت ابدِی از بِین مِی رود؛ لِیکن در ثبوت و عدم ثبوت حد قذف بر او اختلاف است. (٣٩)