فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٥
خارج وجود ندارد و از اِین جهت قبض آن ممکن نِیست. (٢)
(←کلِی)
(١) اجود التقريرات ٣٠٥١ و ٢/ ١٤٣.
(٢) الروضة البهِیة ٤/ ٦٥-٦٦.
کلِّی متواطِی
کلِّی مُتَواطِی: کلِی در برگِیرنده همه افرادش به طور ِیکسان.
کلِی متواطِی در برابر کلِّی مشکّک (← کلِی مشکک)، اصطلاحِی در علم منطق و عبارت است از کلِی اِی که صدق آن بــر همه افرادش ِیکسان باشد، مانند انسان که بر تمامِی افراد انسان به طور ِیکسان صادق است. از آن به مناسبت در باب وصِیّت نام برده اند.
چنانچه شخصِی در مقام وصِیت لفظِی را به کار برد که معناِیِی کلِی داشته و صدق آن بر افراد ِیکسان باشد، مانند آنکه به مالِی براِی مردِی وصِیت کند. وصِیّ او در اجراِی وصِیت، مِیان افراد آن کلِی مخِیّر است و مِیتواند آن مال را به هر ِیک از آنان بدهد؛ زِیرا معناِی لفظ، ماهِیتِی کلِی است و خصوصِیات افراد در آن لحاظ نشده است؛ از اِین رو به هر ِیک از آنان داده شود، به وصِیت عمل شده است. (١)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) جامع المقاصد ٩٣/١٠؛ الروضة البهية ٥/ ٣٩؛ الجواهر الفخرية ١٠/ ٣٦٣.
کلِّی مشکّک
کلِی مُشَکِّک: از اقسام کلِّی.
کلِّی مشکّک اصطلاحِی در علم منطق و عبارت است از کلِی اِی که صدق آن بر افرادش برابر نباشد؛ بلکه بر حسب زِیادِی و نقصان و شدت و ضعف، متفاوت باشد، مانند مفهوم سفِیدِی که صدق آن بر سفِیدِی برف شدِیدتر و بِیشتر از صدقش بر سفِیدِی کاغذ است؛ از اِین رو، گفته مِی شود: برف از کاغذ سفِیدتر است. مقابل آن، کلِی متواطِی (←کلِی متواطِی) است.(١) از اِیــن عنوان در اصول فقه، مباحث الفاظ، و در فقه، باب وصِیّت سخن گفته اند.
فقه: چنانچه لفظ به کار رفته در وصِیت معناِیِی کلِی داشته باشد و صدق آن بر افراد ِیکسان نباشد، لفظ بر فردِی که صدق کلِی بر آن ظاهر تر است، حمل مِیشود. (٢)