فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٠
بعضِی گفته اند: اصل لمز، عِیب جوِیِی با اشاره چشم و مانند آن است. (٤)
در فقه، برخِی لمزه را چنِین تعرِیف کرده اند: کسِی که به ناحق به دِیگرِی بسِیار طعنه مِیزند؛ خواه در حضور و ِیا غِیاب او و خواه با زبان ِیا غِیر زبان.(٥) از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند. قرآن كريم لمزه را به عذاب جهنم تهدِید کرده است. طعنه زدن به مؤمن از مصادِیق غِیبت (← غِیبت) و هجو (← هجو) مؤمن شمرده شده که حرام، بلکه از گناهان کبِیره مِیباشد.(٦)
(١) همزه / ١.
(٢) کتاب العِین و لسان العرب، واژه «لمز» ؛ مجمع البيان ١٠/ ٤٣٨.
(٣) الصحاح (جوهرِی) و معجم مقائِیس اللغة، واژه «لمز».
(٤) الصحاح (جوهرِی)، واژه «لمز».
(٥) مصباح الفقاهة ١/ ٣١٩.
(٦) رسائل الشهيد الثاني (ق) / ٢٨٩؛ جواهر الکلام ٢٢/ ٦٦؛ کتاب المكاسب ٢/ ١١٧.
لمس
لَمس: مالِیدن دست، پا ِیا بخشِی از بدن بر چِیزِی.
از احکام آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صوم، اعتکاف، حج، نکاح، طلاق و ظهار سخن گفته اند.
طهارت: به قول مشهور -که ادعاِی اجماع نِیز شده ـ لمس خطوط قرآن کرِیم بر فاقد طهارت (وضو، غسل ِیا تِیمم) حرام است.
به قول منسوب به مشهور، اسم جلاله «الله» و دِیگر اسامِی مختص به خدا، از قبِیل «خالق» و «رازق»، همچنِین اسامِی انبِیا و ائمه عليهم السّلام و به تصرِیح برخِی، حضرت زهرا سلام الله عليها، ملحق به قرآن است.(١) برخِی، لمس اسامِی انبِیا و ائمه علِیهم السّلام را بنابر احتِیاط جاِیز ندانسته اند. (٢)
لمس حاشِیه و بِین سطرهاِی قرآن بنابر مشهور، بر جنب و حائض مکروه است. برخِی حکم به حرمت آن کرده اند.(٣) وضو گرفتن براِی لمس حواشِی قرآن مستحب است. (٤)
در صورت تماس بدن کسِی با مِیت پس از سرد شدن و پِیش از غسل، غسل مس مِیت بر لمس کننده واجب مِی شود (٥)
(← غسل مس مِیت).
لمس کردن فرج خود ِیا همسر، حتِی از روِی شهوت موجب بطلان وضو نمِیشود.