فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٥
ج. اطعام: اطعام که در کفاره مرتبه در فرض ناتوانِی از گرفتن روزه بر مکلف واجب مِیشود بنابر قول مشهور عبارت است از دادن ِیک مد طعام به تعدادِی معِین از مستحقان .(٩٤) برخِی آن را دو مد و در صورت عجز ِیک مد دانسته اند. (٩٥)
اطعام کردن به کمتر از شمار تعِیِین شده کفاِیت نمِیکند؛ هر چند در اطعام همان عدد را مراعات کند مانند آنکه ِیک فقِیر را شصت روز اطعام کند، مگر آنکه اطعام عدد معِین متعذر باشد. در اِین صورت بنابر قول مشهور با رعاِیت عدد اطعام افرادِی کمتر کفاِیت مِیکند؛ حتِی اگر جز ِیک نفر نِیابد، شصت روز کفاره را نسبت به او تکرار مِیکند. (٩٦)
اگر چند کفّاره اطعام بر عهده مکلف باشد، مِی تواند از هر ِیک از کفارات، ِیک فقِیر را اطعام کند؛ هر چند اِین اطعام در ِیک روز باشد. (٩٧)
واجب است اطعام از آنچه غذا نامِیده مِیشود، باشد برخِی گفته اند: باِید از قوت غالب منطقهٔ زندگِی ِیا متوسط غذاِیِی که مکلف به خانواده اش مِی خوراند باشد. (٩٨)
برخِی نِیز اطعام متوسط آنچه را که فرد به خانوادهاش مِی خوراند واجب دانسته اند. (٩٩) بعضِی گفته اند آنچه اطعام نامِیده مِیشود کفاِیت مِیکند. (١٠٠) برخِی کفاره ِیمِین را از آن استثنا کرده و در آن متوسط آنچه را فرد به خانواده اش اطعام مِی کند واجب دانسته اند.(١٠١)
به قول مشهور، مستحب است به کفّاره اطعام خورشِی، مانند گوشت، سرکه ِیا نمک اضافه کند. (١٠٢) برخِی آن را واجب دانسته اند. (١٠٣)
پرداخت کفّاره اطعام به صورت غذا دادن ِیا تسلِیم آن به مستحق؛ هر دو جاِیز است؛ چنان که دادن گندم، جو، آرد و نان نِیز جاِیز است. (١٠٤) پرداخت قِیمت طعام کفاِیت نمِیکند؛ (١٠٥) لِیکن در صورتِی که مبلغ غذا را به فقِیر بدهد و او را از جانب خود وکِیل کند که با آن غذا تهِیه نماِید و بخورد، کفاِیت مِیکند. (١٠٦)
اطعام کودکان در کنار اطعام بزرگسالان اشکال ندارد؛ اما در صورت اطعام آنان به تنهاِیِی بنابر قول مشهور اطعام هر دو کودک ِیک نفر محاسبه مِیشود. (١٠٧)