فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٣
لِیکن آب کر با ملاقات نجس، جز در صورت تغِیِیر رنگ ِیا بو ِیا مزه آن، نجس نمِی شود (←آب کر)؛ از اِین رو، آب کر آب معتصم نامِیده شده است؛ زِیرا با ملاقات نجس، منفعل نمِی شود.
آب داراِی ماده، همچون چشمه محکوم به حکم آب کر است و با ملاقات نجس، نجس نمِی شود؛ هرچند مقدار آب کمتر از کر باشد و در صورت حصول تغِیر و نجس شدن آب، با زوال تغِیّر هرچند بـه سبب جوشش آب تازه از ماده و منبع و آمِیخته شدن با آب متغِیر، پاک مِیشود(١) (←آب جارِی) (← اعتصام).
از ماده به معناِی دوم در باب تجارت نام برده اند.
هِیئت (صورت) آلات لهو و قمار مالِیت ندارد و دارنده آن، مالک آن نِیست؛ از اِین رو، از بِین بردن هِیئت آلات قمار در صورت داشتن تواناِیِی واجب است و ضمان ندارد؛ لِیکن از بِین بردن ماده و جنس آن ضمان آور است، مگر آنکه از بِین بردن هِیئت متوقف بر آن باشد. برخِی مطلقا قائل به عدم ضمان شده اند. (٢)
بنابر قول به حرمت انواع استفاده، حتِی نگهدارِی از ظروف طلا و نقره، خرِید و فروش، ساختن و اخذ اجرت بر آن حرام است؛ بلکه از بِین بردن صورت و شکل -و نه مادۀ آن- واجب خواهد بود، بدون آنکه ضمانِی متوجه از بِین برنده باشد؛ لِیکن بنابر قول به جواز استفاده از ظروف طلا و نقره در غِیر خوردن و آشامِیدن ِیا جواز نگهدارِی آن، داد و ستد و نِیز ساختن آن با اِین غرض اشکال ندارد. از بِین بردن آن نِیز ضمان آور خواهد بود.(٣) البته در فرضِی که هدف از خرِید و فروش آنها، داد و ستد ماده آنها باشد و پول در ازاِی آن پرداخت شود، نه در ازاِی هِیئت، برخِی خرِید و فروش را صحِیح و جاِیز دانسته اند(٤) (← ظرف).
(١) منهاج الصالحين (خوبِی) ١/ ١٦ - ١٧؛ مستمسک العروة ١/ ١٢٩ – ١٣٠.
(٢) جواهر الکلام ٢٢/ ٢٥-٢٧ ؛ مفتاح الكرامة ٨/ ٥٦ – ٥٧.
(٣) جواهر الکلام ٦/ ٣٤٣؛ مصباح الهدِی ٢/ ٤٥١.
(٤) مصباح الهدِی ٢/ ٤٥١ ؛ غاية الآمال ١/ ٥٤.
مار
مار: خزنده اِی با تنه بارِیک و دراز بـدون دست و پا.