فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٤٩
جواهر الكلام ١٨/ ٤١٠.
(٩) جواهر الكلام ١٨/ ٤١٠.
(١٠) الدروس الشرعية ١/ ٣٨٨.
(١١) ذكرى الشيعة ٢ / ١٨٢.
(١٢) تحرير الاحكام ١/ ٦٧ .
(١٣) ذكرى الشيعة ٢/ ١٨١.
(١٤) جواهر الكلام ٢٩/ ١٢٥ – ١٢٦.
(١٥) منتهى المطلب ١/ ٢٨٩ ؛ ذكرى الشيعة ٢/ ١٨١.
(١٦) نهاية الإحكام ٥٣/١ ؛ روضة المتقِین ١٧٦/١؛ مصابيح الظلام ٤٥٠/٣ .
(١٧) منتهى المطلب ١/ ٢٩٠.
(١٨) ذكرى الشيعة ٢/ ١٨١-١٨٢.
(١٩) کشف الغطاء ٢/ ٨٤.
مسوخ
مُسوخ: مسخ شدگان.
مُسوخ جمع «مَسِیخ» از رِیشۀ «مسخ» گرفته شده که در لغت عبارت است از تبدِیل چهره اِی به چهره اِی زشت تر، مانند تبدِیل صورت انسان به صورت بوزِینه.(١) مقصود از مسوخ، انسانهاِیِی اند که بر اثر ارتکاب برخِی گناهان، چهره انسانِی آنها به چهره حِیوانِی از حِیوانات تغِیِیر ِیافته است. (٢) در رواِیات، تعدادِی از حِیوانات در شمار مسوخ شمرده شده اند. علت نام گذارِی آنها به مسوخ اِین است کـه خداِی تبارک و تعالِی در دوران انبِیاِی پِیشِین علِیهم السلام، برخِی گناهکاران را با تغِیِیر صورتشان به صورت اِین جانوران عقوبت کرده است، نه اِینکه اِین جانوران از نسل آن گنهکاران باشند؛ زِیرا آنان پس از مسخ شدن بِیش از سه روز باقِی نمِی ماندند تا فرصت تولِید مثل داشته باشند.(٣)
تعداد مسوخ در رواِیات مختلف ذکر شده است. از مجموع آنها اِین رقم (٣٨ مورد) به دست مِی آِید: سوسمار، موش، مِیمون، خوک، خرس، فِیل، سگ، گرگ، کفتار، طاووس، خرگوش، خفاش، مار ماهِی، جرِیّ (نوعِی ماهِی بدون پولک)، زمِیر ِیا زمّار (نوعِی ماهِی بِی پولک)، وَرَل (جانورِی دم دراز، داراِی سرِی کوچک، شبِیه سوسمار)، عقرب، مار، وزغ (نوعِی مارمولک)، دُعموس (کفچلِیز ِیا کفچلِیزک)، سهِیل (نوعِی جانور درِیاِیِی)، زُهره (نوعِی حِیوان درِیاِیِی)، خار پشت (جوجه تِیغِی). عنکبوت، پشه، شپش، عنقا (نوعِی پرنده)، سوسک، گربه، لاک پشت، خرچنگ، سگ آبِی، قورباغه، کوسه، تمساح، آفتاب پرست، مورچه و زنبور. در رواِیتِی آمده است: «مسخ شدگان از آدمِیان به صورت چهارصد نوع از جانوران درِیاِیِی و خشکِی مسخ شده اند».(٤)