فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٦
در وضو، ابتدا باِید صورت شسته شود، حد واجب شستن صورت در طول، از رستنگاه موِی سر تا انتهاِی چانه و از عرض، حد فاصل مِیان انگشت مِیانه و ابهام است و مقصود، حد فاصل انگشت مِیانه و ابهام شخص مستوى الخلقه است. بنابر اِین، کسِی که انگشتانش بلندتر ِیا کوتاه تر از حد متعارف است، به متعارف رجوع مِیکند و شستن بِیش از آن، بر او واجب نِیست؛(٣) چنان که کسِی که جلو سرش مو ندارد ِیا بر پِیشانِی اش مو روِیِیده است، به مستوى الخلقه رجوع مِیکند و در صورت نخست، شستن جلو سر افزون بر آن مقدار که در مستوى الخلقه جزء صورت محسوب مِی شود، واجب نِیست و در صورت دوم، روِی موهاِی پِیشانِی را هنگام شستن صورت باِید بشوِید، آن مقدار که مستوى الخلقه مِی شوِید. (٤)
صلات: نمازگزار در رکوع باِید به اندازه اِی خم شود که سر انگشتان ِیا گودِی کف دست -بنا بر اختلاف در مسئله- به زانوها برسد. دارنده دستهاِی بلند ِیا کوتاه در اِین مسئله به مستوى الخلقه رجوع مِیکند و خم شدن به اندازه فرد مستوى الخلقه کفاِیت مِیکند.(٥)
مستحب است محل سجده با محل اِیستادن برابر باشد؛ نه بلندتر و نه پاِیِین تر؛ لِیکن تفاوت در حد ِیک خشت جاِیز است. برخِی ِیک خشت را برابر چهار انگشت بسته از انگشتان فرد مستوى الخلقه دانسته اند.(٦)
(١) مصباح الفقيه ٢/ ٢٩٥ ؛ كتاب الطهارة (شيخ انصارِی) ٢/ ١٧٠.
(٢) ارشاد الاذهان ١/ ٢٣٦ ؛ روض الجنان ١/ ٣٧٦ ؛ مصباح الفقيه ١/ ١٣٤.
(٣) كشف اللثام ٥٢٦/١.
(٤) المعتبر ١٤١/١ ؛ کشف اللثام ٥٢٧/١.
(٥) نهاية الإحكام ٤٨١/١ ؛ ذكرى الشيعة ٣٨١/٣ ؛ العروة الوثقِی ٥٣٧/٢.
(٦) جامع المقاصد ٢/ ٢٩٩ ؛ حاشية المختصر النافع / ٣٦ ؛ كشف الغطاء ٣/ ٢٠١.
مستهجن ← ابتذال
مستِی
مستِی: حالتِی حاصل از نوشِیدن مشروبات الكلى.
مستِی حالتِی است که بر اثر نوشِیدن مشروبات الکلِی پدِید مِی آِید و شخص به سبب آن از حالت طبِیعِی خارج مِیشود.