فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٠
قرآن کرِیم در توصِیف مستضعفان مِی فرماِید: (لا يَستَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سبِیلاً)؛(١) نه چاره دارند و نه راهِی مِی ِیابند».
مستضعف در رواِیات: در بعضِی رواِیات، در تفسِیر آِیه شرِیفه چنِین آمده است: «کسِی که نه تواناِیِی بر کفر دارد تا کافر شود و نه بر اِیمان راه مِی ِیابد تا مؤمن گردد». در رواِیتِی دِیگر در تفسِیر آِیه آمده است: «نه تواناِیِی دشمنِی با اهل حق را دارد و نه قدرت راهِیابِی به راه حق را».(٢) در بعضِی رواِیات آمده است: «کسِی که (موارد) اختلاف مردم در دِین را بشناسد، مستضعف نِیست». (٣)
در حدِیثِی دِیگر در تعرِیف مستضعف آمده است: «کسِی که دلِیل و حجت بر او اقامه نشده و اختلاف را نشناخته است، پس هرگاه اختلاف را بشناسد مستضعف نِیست». (٤)
در بعضِی رواِیات، کودکان و هر ِیک از مردان و زنانِی که خرد و اندِیشه شان کودکانه است، از مصادِیق مستضعف شمرده شده اند.(٥)
از بِیشتر رواِیات در اِین زمِینه استفاده مِی شود که کسِی که سبک عقل و فاقد قوه تشخِیص حق از باطل است و با اهل حق نِیز عناد و دشمنِی نمِی ورزد، مستضعف محسوب مِی شود.(٦)
مستضعف در فقه: در فقه براِی مستضعف تعرِیفهاِی مختلفِی ارائه شده است؛ لِیکن مضمون همه آنها نزدِیک به هم است(٧) و نِیز نزدِیک به مضمونِی است که در رواِیات از مستضعف ارائه شده است، مانند اِین تعرِیف از سوِی برخِی: کسِی که نسبت به اختلاف مردم در مسائل اعتقادِی و دِینِی شناخت ندارد و با اهل حق دشمنِی نمِی ورزد،(٨) ِیا اِین تعرِیف از برخِی دِیگر: کسِی که نسبت به ولاِیت شناخت ندارد و منکر آن نِیز نمِیباشد. (٩) البته مقصود از مستضعف به معناِی اخِیر، مستضعف عامِی مذهب (مخالف شيعه) مِیباشد؛ ِیعنِی کسِی که نسبت به اعتقادات شِیعه، شناختِی ندارد و با شِیعِیان نِیز بـه جهت اعتقاداتشان، دشمنِی نمِی ورزد؛ (١٠) بر خلاف مستضعف به معناِی اول که بر شامل هر مذهب و آِیِین و ملتِی مِیشود. آنچه در فقه مطرح است، همان کاربرد دوم مستضعف؛ ِیعنِی مستضعف از عامه است.