فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٣
لِیکن اگر دست بسته بوده، برخِی گفته اند دِیه ثابت مِیشود نه قصاص.(٣) برخِی در اِین صورت، قصاص را ثابت دانسته اند. (٤) اگر کسِی حِیوان دِیگرِی -مانند گوسفند- را که توان فرار ندارد، در مسبعه بِیندازد و طعمه درنده گردد، ضامن قِیمت آن است.(٥)
(١) قواعد الاحکام ٢٢٣/٢؛ مسالک الافهام ١٦٨/١٢؛ كفاية الاحكام ٢/ ٦٣٧؛ كشف اللثام ١١ / ٢٧١.
(٢) مسالك الافهام ١٦٨/١٢.
(٣) قواعد الاحکام ٣/ ٥٨٦.
(٤) معالم الدين في فقه آل ِیاسِین ٢/ ٥٣٠ ؛ التنقيح الرائع ٦٨/٤.
(٥) تحرِیر الاحکام ٥٢٥/٤.
مستأجر
مُستأجَر : اجِیر (← اجِیر)/ عِین مورد اجاره (←اجاره).
مُستأجر ← اجاره
مستأصله
مُستَأصَلَه: حِیوانِی که شاخ آن از بِیخ کنده شده است.
عنوان ِیاد شده برگرفته از رواِیتِی نبوِی در مسئله قربانِی است که در باب حج به کار رفته است.
از شراِیط قربانِی واجب در حج، تام بودن خلقت آن است؛ از اِین رو، قربانِی کردن مستأصله کفاِیت نمِی کند.(١)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المبسوط ٣٨٩/١ ؛ الوسيلة / ١٨٦ ؛ تذكرة الفقهاء ٨/ ٣١٤.
مستأمره
مُستَأمَره: زنِی که از او نظرخواهِی و مشورت شده است.
مستأمَرَه اسم مفعول مؤنث از «استئمار» به معناِی مشورت و نظر خواهِی است. علت ذکر آن در فقه، ورود برخِی رواِیات درباره زنِی است که در موضوع طلاق با او مشورت و از وِی نظر خواهِی شده و طلاق با رضاِیت و درخواست او واقع شده است. در احادِیث از اِین زن به «المُستَأْمَرَةُ في طلاقِها» تعبير شده است.(١) از آن به مناسبت در باب ارث سخن گفته اند.
چنانچه مردِی همسرش را در حال بِیمارِی طلاق دهد و مرد بهبود نِیابد و قبل از سپرِی شدن ِیک سال از زمان طلاق بمِیرد، همسرش از او ارث مِی برد. هر چند از عده (← عده) خارج شده باشد،