فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٣
مزاحمت از زحم در لغت به معناِی دفع و فشار دادن است که بِیشتر در جاِیِی که تنگ و شلوغ است به کار مِیرود، به همِین مناسبت در فارسِی به معناِی مانع شدن و رنج رساندن آمده است. از احکام آن به مناسبت در بابهاِیِی نظِیر طهارت، تجارت، صلح، نکاح و احِیاء موات سخن گفته اند.
طهارت: متولِی دفن مِیت، ولِی او است و ولِی در امر تجهِیز مِیت نسبت به دِیگران اولوِیت دارد. در اِینکه مقصود از اولوِیت، عدم جواز پِیشِی گرفتن دِیگران بــر ولِی بدون اذن او است ِیا تنها عدم جواز اِیجاد مزاحمت براِی ولِی در صورت اقدام وِی به تجهِیز مِیت، مسئله اختلافِی است. بنابر قول نخست، جواز اقدام دِیگران به دفن، منوط به اذن ولِی است(١) (← دفن)
تجارت: در موارد ثبوت حق اختصاص (← حق اختصاص)، صاحب حق در استفاده از حقش، سزاوارتر از دِیگران است و هر گونه اِیجاد مزاحمت براِی او در استفاده از حقش حرام است؛ چنان که مزاحمت مالک در راستاِی استفاده از ملکش حرام مِی باشد.(٢)
صلح: احداث بالکن بر معابر در صورت عدم مزاحمت براِی رهگذران جاِیز است.(٣)
نکاح: اِیجاد مزاحمت زنان براِی مردان در آمد و شد در بازارها و مراکز تجمع آنان مکروه است.(٤)
احياء موات: استفاده از راهها جز براِی آمد و شد، مانند پهن کردن بساط، در صورت عدم مزاحت براِی آمد و شد مردم جاِیز است(٥) (← راه).
برخِی، کوچه بن بست را حق خاص صاحبان منازلِی که در خانه آنان به کوچه باز مِی شود، در پاره اِی شئون، چون آمد و شد، نشستن و جابه جاِیِی بار و اثات دانسته اند، نه ملک مشترک مِیان آنان. در نتِیجه براِی دِیگران نِیز استفاده از کوچه، بدون اذن صاحبان آن در حدِی که مزاحمتِی براِی آنان اِیجاد نشود، جاِیز است. (١٦) (← بن بست).
از مزاحمت در احکام، که حکمِی مزاحم و مانع امتثال حکمِی دِیگر شود و امکان جمع مِیان آن دو در مقام عمل نباشد، به تزاحم تعبِیر مِی شود(← تزاحم).