فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤١
چنان که نسبت به حق تحجير (← تحجير) گفته اند: اگر کسِی زمِینِی موات را تحجِیر کند، نسبت به احِیا و تملک آن حق اولوِیت پِیدا مِیکند و کسِی نمِی تواند مزاحم او شود؛ لِیکن چنانچه پس از تحجِیر، زمِین را براِی مدتِی طولانِی رها کند و احِیا نکند، حاکم شرع او را مِیان احِیا و رفع ِید از آن، مخِیر مِیکند و در صورت عدم احِیا، حقش ساقط مِی شود و دِیگرِی مِی تواند آن را احِیا کند.(٩)
مدرسه اِی که براِی سکونت طلاب علوم دِینِی وقف شده است، چنانچه طلبه واجد شراِیط در آن ساکن شود، نسبت به آن حق اختصاص پِیدا مِیکند و تا زمانِی که در چارچوب مقررات مدرسه در آنجا ساکن است، کسِی نمِی تواند مزاحم او شود؛ لِیکن چنانچه به جهتِی آن مکان را با قصد بازگشت ترک کند، آِیا حقش ساقط مِیشود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی در فرض گذشتن مدتِی طولانِی و عدم مراجعت در اِین مدت، قائل به سقوط حق وِی شده اند(١٠) (← مشتركات).
استحقاق کِیفر به سبب ارتکاب جرم با گذشت زمان بر طرف نمِی شود؛ از اِین رو، گفته اند: اگر شهود برکسِی به ارتکاب زنا گواهِی دهند، حد زنا بر او جارِی مِی شود؛ هر چند از زمان ارتکاب مدتِی طولانِی سپرِی شده باشد، (١١) مگر آنکه در اِین مدت از بزهکار صلاح و توبه اِی ظاهر شود، که در اِین صورت، حد ساقط مِی گردد. (١٢)
(١) مبسوط در ترمِینولوژِی حقوق ٥/ ٣٣١٣ – ٣٣١٤.
(٢) قانون آِیِین دادرسِی مدنِی، مصوب ٢٥/ ٦/ ١٣١٨ ؛ مادة ٧٣١.
(٣) حقوق مدنى (امامي) ١/ ٢٦.
(٤) دِیدگاههاِی نو در حقوق ٢/ ١٢٦ - ١٢٧.
(٥) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٢٥٤ و ٦٥٦؛ مجمع المائل ٥/ ٢١٦؛ جامع المسائل (فاضل) ٢/ ٤٢٣؛ استفتائات (بهجت) ٤/ ٣٣٨؛ استفتائات جدِید (مکارم) ١٤٠/١.
(٦) شرائع الاسلام ٥٤٩/٢؛ تحرِیر الاحکام ٥٨٠/٣ ؛ نهاية المرام ٣٩١/١ ؛جواهر الكلام ٣١/ ٧٢.
(٧) المقنع / ٣٦٨.
(٨) الرسائل العشر (شيخ طوسِی) / ٢٩٥ ؛ مختلف الشيعة ٥/ ٣٩٦ – ٣٩٧؛ الدروس الشرعية ٣/ ٣١٤ ؛ مفاتيح الشرائع ٣/ ١٣٥ ؛ الحدائق الناضرة ٢٠/ ٢٠٨.
(٩) تذكرة الفقهاء ١٩/ ٤٣٦ - ٤٣٧؛ مسالک الافهام ٤٢٠/١٢؛ جواهر الكلام ٣٨/ ٥٩-٦١.
(١٠) جامع المقاصد ٤٠/٧ .
(١١) الخلاف ٥/ ٤٠١؛ المبسوط ١٧٨/٨ ؛ جواهر الكلام ٤١/ ٣٠٦؛ الدر المنضود (گلپاِیگانِی) ١/ ٢٣٢.
(١٢) مسالک الافهام ١٤/ ٣٥٧ – ٣٥٨؛ جواهر الکلام ٤١/ ٣٠٦.