فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣٩
مروت با ملازمت عادات پسندِیده و ترک عادات و کارهاِی مباحـِی کـه بـر فروماِیگِی نفس، پستِی همت، بِی حِیاِیِی و بِی مبالاتِی و سبکِی خرد دلالت دارد، از قبِیل ادرار کردن در خِیابان، پوشِیدن مرد لباسِی به رنگ لباس زنان و در آغوش گرفتن همسر و بوسِیدن او در انظار، تحقق مِی ِیابد. البته عادتها بر حسب زمان، مکان و موقعِیت اجتماعِی انسان متفاوت است. چه بسا عادتِی در جاِیِی ِیا زمانِی پسندِیده و در جاِیِی و زمانِی دِیگر ناپسند باشد؛ چنان که ممکن است براِی شخصِی ناپسند و براِی دِیگرِی اِین چنِین نباشد. مقصود از عادات، کارها و رفتارهاِی مباح است؛ اما انجام دادن مستحبات و آداب شرعِی، زِیانِی به مروت نمِی زند؛ هرچند عموم مردم به آنها بِی اعتنا باشند و ِیا آنها را ناپسند بشمارند. (٢)
در رواِیات، مروّت از مکارم اخلاق که خداِی تعالِی پِیامبرش را به آنها مخصوص گردانِیده، شمرده شده(٣) و موارد زِیر از مصادِیق آن دانسته شده است: چابکِی مرکب، نِیکوِیِی رخ مملوک (که دلالت بر بخِیل نبودن مالک و رسِیدگِی به آنها دارد)، گستراندن سفره غذا در آستانه خانه، اصلاح مال، حفظ دِین، اداِی حقوق، بلند سلام کردن، به نرمِی سخن گفتن، پاک دامنِی، صبر بر مصِیبت و در زندگِی تقدِیر و تدبِیر نِیکو داشتن.(٤) از آن در بابهاِیِی نظِیر صلات و شهادات سخن گفته اند.
عدالت و مروت: آِیا در تحقق عدالت، مروت نِیز شرط است و فاقد مروّت عادل به شمار نمِی رود؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور متأخران، آن را شرط مِی دانند. در مقابل، عدم اشتراط به مشهور قدما نسبت داده شده است(٥) (← عدالت).
شهادت و مروّت: شرط بودن مروّت در شاهد، منسوب به اشهر است؛ خواه مروّت جزئِی از عدالت باشد، چنان که مشهور است ِیا خارج از آن(٦) (← شهادت).
(١) معجم مقائيس اللغة و لسان العرب، واژة «مرأ».
(٢) قواعد الاحکام ٣/ ٤٩٥ ؛ جامع المقاصد ٢/ ٣٧٢ ؛ رسائل الشهيد الثاني ١/ ٦٨ - ٧٠ ؛ الروضة البهية ١/ ٧٩٣ .
(٣) معانى الاخبار / ١٩١ – ١٩٢.
(٤) ١١٩ و ٢٥٧ – ٢٥٨.
(٥) الحدائق الناضرة ١٠/ ١٣ – ١٦؛ جواهر الکلام ٤١/ ٣١-٣٢.
(٦) جواهر الکلام ٤١/ ٣٠.
مرور ← عبور