فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٠
اِیجاد مرز، گِرد زمِین موات براِی احِیاِی آن، تحجير ( ← تحجِیر) به شمار مِی رود و موجب ثبوت حق اولوِیت براِی اِیجاد کننده مِیشود. مرزکشِی با جمع کردن خاک گرد زمِینِی که قصد احِیاِی آن را دارد، محقق مِی شود (١) (← احِیاء موات).
(← مرزبانِی)
(١) مسالك الافهام ١٢/ ٤٢٥ ؛ جواهر الکلام ٣٨/ ٦٨.
مِرز ← مِزر
مرزبانِی
مرزبانِی: پاسدارِی از مرز.
نگهبانِی و حراست از مرزها با هدف جلوگِیرِی از نفوذ و هجوم دشمن و حفظ کِیان اسلام، مرزبانِی نامِیده مِیشود. مقصود از مرز، حد فاصل مِیان کشور اسلامِی و کفر است.(١)
برخِی گفته اند: هر مکانِی که بِیم نفوذ و هجوم دشمن از آنجا مِی رود، مرز محسوب مِی شود.(٢) از احکام مرزبانِی در باب جهاد و به مناسبت در باب زکات سخن گفته اند.
حکم تکلِیفِی: نگهبانِی از مرزهاِی کشور اسلامِی براِی حفظ آن از ِیورش دشمن و حراست از کِیان اسلام داراِی فضِیلت و ثواب بسِیار و و مستحب مؤکد است.(٣)
برخِی در عصر حضور و بسط يد امام علِیه السّلام، مرزبانِی را مستحب مؤکد دانسته و افزوده اند: در غِیر آن نِیز مستحب است؛ هر چند استحباب آن مؤکد نِیست. (٤)
برخِی استحباب مرزبانِی را به عصر حضور امام عليه السلام و بسط يد او اختصاص داده اند. (٥)
ظاهر کلام برخِی، وجوب کفاِیِی مرزبانِی بر مسلمانان مطلقا است.(٦) البته استحباب مرزبانِی زمانِی است که کشور اسلامِی از ناحِیه مرزها در معرض خطر و تهدِید دشمن نباشد وگرنه، مرزبانِی بر مسلمانان واجب کفاِیِی خواهد بود. (٧)
به گفته برخِی، عهده دارِی مرزبانِی از جانب سلطان ستمگر جاِیز نِیست.(٨)
بر ناتوان از مرزبانِی مستحب است با پشتِیبانِی و تأمِین نِیازهاِی مرزبانان، از قبِیل تهِیه مرکب، تجهِیزات و غِیر آن، آنان را ِیارِی رساند. (٩)