فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٦
به قول برخِی از شراِیط حَکَم مرد بودن است (٣٧) (← شقاق). نفقه زن (زوجه) بر مرد (زوج) واجب است (٣٨)(← زوجِیت).
طلاق: اختِیار طلاق در دست مرد است و مرد هر زمان که بخواهد مِی تواند همسرش را طلاق دهد (٣٩) (← طلاق).
ارث: مرد با شراِیطِی دو برابر زن ارث مِی برد (← ارث).
قضاء: از شراِیط قاضِی مرد بودن است. (٤٠)
شهادات: جراِیم کِیفرِی، همچون لواط (← لواط) و مساحقه (← مساحقه) تنها با گواهِی گواهان مرد ثابت مِیشود،(٤١) مگر در زنا که شهادت زنان همراه شهادت مردان پذِیرفته است (← زنا)؛ لِیکن در زناِی محصن، بنابر قول منسوب به مشهور، با شهادت دو مرد و چهار زن، تنها حد تازِیانه جارِی مِیشود نه حد رجم. حد رجم تنها با شهادت چهار مرد ِیا سه مرد و دو زن عادل ثابت مِیشود (٤٢) (← رجم).
حق الناسِ غِیر مالِی و بنابر قول مشهور، طلاق، خلع، رؤِیت هلال، وکالت، نسب و وصاِیت تنها با شهادت مردان اثبات مِی شود (٤٣) (← شهادت).
حدود: در اجراِی حد زنا بر مرد زناکار، او را اِیستاده و بنابر قول مشهور، از نظر پوشش و برهنگِی بر همان حالِی که هنگام زنا ِیافته اند ـ با پوشاندن عورت- تازِیانه مِی زنند. (٤٤) به قول مشهور، مرد زناکار غِیر محصن، علاوه بر تازِیانه، سرش تراشِیده و تبعِید مِی شود (٤٥) (← تبعِید). در حد رجم، مرد تا کمر در گودالِی قرار داده مِیشود.(٤٦)
توبه و اسلام مجدد مرد مرتد فطرِی پذِیرفته نِیست و باِید اعدام شود و به محض ارتداد، همسرش از او جدا مِی شود و باِید عده وفات نگه دارد (← عده) و اموالش مِیان ورثه تقسِیم مِیگردد (٤٧)
(← ارتداد).
در اجراِی حد بر مرد شراب خوار بدن او -جز عورت- برهنه حد جارِی و سپس مِی شود. (٤٨)
کِیفر قِیادت در مرد، علاوه بر تازِیانه، تراشِیدن سر و گرداندن او مِیان مردم و تبعِید است (٤٩) (← قِیادت)