فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٤
مرتابه
مُرتابه: زنِی که حاملگِی اش مشکوک است.
به زنِی که به سبب بعض نشانه هاِی حاملگِی، همچون سنگِینِی و برآمدن شکم، نسبت به حاملگِی خود شک پِیدا مِی کند، مرتابه گوِیند. از آن در باب طلاق نام برده اند.
چنانچه زن پس از طلاق به سبب بعض نشانه هاِی حاملگِی، در حاملگِی خود شک کند، سه حالت متصور است: اگر شک پس از پاِیان عده و ازدواج با دِیگرِی پدِید آِید، ازدواج او صحِیح است و اگر پس از پاِیان عده و قبل از ازدواج شک کند، به تصرِیح جمعِی ازدواج کردن او جاِیز مِیباشد؛ لِیکن اگر شک قبل از پاِیان عده پدِید آِید، آِیا ازدواج او پس از پاِیان عده، جاِیز و صحِیح است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی ازدواج را جاِیز ندانسته و در صورت ازدواج، آن را باطل دانسته اند؛(١) لِیکن جمعِی، ازدواج را جز در صورت ِیقِین به حاملگِی، صحِیح و جاِیز دانسته اند.(٢) در هر حال، چنانچه پس از ازدواج معلوم شود که از شوهر اول حامله بوده است، ازدواج باطل مِی شود.(٣) (← حاملگِی)
(١) المبسوط ٥/ ٢٤٠ – ٢٤١.
(٢) شرائع الاسلام ٣/ ٦٠١ ؛ قواعد الاحکام ٣/ ١٤٠ ؛ ايضاح الفوائد ٣/ ٣٤٤؛ غاية المرام ٣/ ٢٤١ - ٢٤٢ ؛ معالم الدين في فقه آل ِیاسِین ٢/ ١١٣.
(٣) قواعد الاحکام ٣/ ١٤٠؛ غاية المرام ٣/ ٢٤١.
مرتاح
مُرتاح: اسب پنجم در مسابقه(١) (← اسب دوانِی).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) جواهر الکلام ٢٨/ ٢١٤.
مُرتَد ← ارتداد
مرتدع
مُرتَدِع: تِیرِی که چوبه آن با اصابت به هدف مِی شکند(١) (← رماِیه).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) تحرير الاحکام ٣/ ١٦٦ ؛ المهذب البارع ٣/ ٨٩.
مرتدّ فطرِی
مُرتَدّ فِطرِی: مسلمان زاده کافر شده.
از احکام آن در باب طهارت و حدود سخن گفته اند.