فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٠
مذهب
مَذهب: کِیش و آِیِین.
مذهب به معناِی دِین، آِیِین و نـوع نگرش و عقِیده است؛(١) لِیکن در فقه همراه با دِین در مواردِی متعدد به کار رفته است. مقصود از دِین، اسلام و مقصود از مذهب، تشِیع اثنِی عشرِی است، مانند اِینکه گفته مِیشود: فلان حکم ثابت است به ضرورت مذهب؛ بلکه به ضرورت دِین. در چنِین کاربردهاِیِی، مقصود از مذهب، خصوص مذهب شِیعه اثنِی عشرِی مِی باشد.(٢)
(← دِین) (← شِیعه)
(١) لسان العرب، واژۀ «ذهب».
(٢) کشف الغطاء ٤/ ١٣٨ و ٤٦٧ ؛ جواهر الکلام ٢/ ١٥ و ٢٩/ ٩٦ ؛ مهذب الاحکام ٢٨٤/١.
مُذَهَّب ← طلا
مذِی
مَذِْی: ماِیعِی که بر اثر تحرِیک از انسان خارج مِی شود.
ماِیعِی رقِیق که بر اثر تحرِیک جنسِی، بدون جهش و سستِی بدن از مجراِی بول مرد خارج مِی شود، مذِی نامِیده مِیشود.
مَذى و مَذِىّ هم ضبط شده است.(١) از احکام آن در باب طهارت سخن گفته اند.
حكم: مذى پاک است. (٢) خروج آن از انسان وضو را باطل نمِیکند و شستن لباسِی که آلوده به آن شده، لازم نِیست و نماز در آن صحِیح است؛(٣) از اِین رو، وضو و غسل به سبب خروج مذِی واجب نِیست. (٤) رطوبت خارج شده از فرج زن -در صورتِی که منِی نباشد ـ نِیز همِین حکم را دارد.(٥) از برخِی قدما نجاست مذِی نقل شده است. در اِین صورت، خروج آن موجب بطلان وضو مِی شود. (٦)
وضو گرفتن پس از خروج مذى مستحب است. (٧)
در صورت آلوده شدن لباس به مذِی، مستحب است به آن موضع مقدارِی آب پاشِیده شود.(٨) برخِی گفته اند: شستن لباس ِیا بدن آلوده به آن افضل مِیباشد. (٩)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا؛ المصباح المنير و مجمع البحرين، واژه «مذى».
(٢) تذكرة الفقهاء ١/ ٥٤ ؛ معالم الدِین (قسم الفقه) ٢ / ٤٦١ ؛ الحدائق الناضرة ٥/ ٣٦.
(٣) الخلاف ١/ ١١٨؛ تذكرة الفقهاء ٢/ ٤٨٩.
(٤) الجامع للشرائع / ٤٠ ؛ مدارك الاحكام ١/ ١٥٠ – ١٥١.
(٥) تذكرة الفقهاء ٢/ ٤٨٩؛ مصابيح الظلام ٥/ ٤١.