فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٩
(١) اشارة السبق / ١٠٤ ؛ رسائل المحقق الكركي ٣/ ٣٤٠؛ جامع عباسِی/ ٦٠-٦١.
(٢) کشف الغطاء ٢/ ٢٨٦ ؛ العروة الوثقى ٢/ ٩٩.
(٣) كشف الغطاء ٢/ ٢٨٦ ؛ العروة الوثقِی ٢/ ٩٩ ؛ مصباح الهدِی ٦/ ٣٥٨-٣٥٩.
(٤) العروة الوثقى ٢/ ٩٩ ؛ مصباح الهدِی ٦/ ٣٥٨ - ٣٥٩ ؛ مهذب الاحکام ٤/ ١٣٦.
(٥) غنائم الاِیام ٣/ ٢٣٦.
مُذَکِّی ← تذکِیه
مذمّت
مَذَمَّت: نکوهش کردن.
مذمت، مقابل مدح، عبارت است از به کسِی ِیا چِیزِی بد گفتن.(١) از احکام آن به مناسبت در بابهاِی تجارت، قضاء، حدود و تعزِیرات سخن گفته اند.
مذمّت انسان: مذمت کسِی که سزاوار مدح و ستاِیش مِیباشد، حرام است.(٢) سرزنش و بدگوِیِی مؤمن حرام است و بر شنونده واجب است، مذمت کننده را از آن نهِی کند.(٣) در حدِیثِی آمده است: «کسِی که مؤمنِی را بر گناهِی سرزنش کند، نمِیرد تا آنکه خود مرتکب آن گناه گردد». (٤)
مذمت کسِی که سزاوار سرزنش است، مانند کافر، بدعت گذار (← بدعت) ِیا مسلمان تظاهر کننده به گناه (← تظاهر) جاِیز است.(٥)
مذمت حرام، موجب ثبوت تعزير است؛(٦) لِیکن بنابر مشهور، چنانچه کفار ِیکدِیگر را با القاب ناپسند مذمت کنند، تعزِیر نمِی شوند،(٧) مگر آنکه در ترک تعزِیر، بيم وقوع فتنه برود که با هدف دفع فتنه تعزِیر مِیشوند.(٨)
مذمت کالا: مذمت کردن کالاِیِی که دِیگرِی قصد خرِید آن را دارد، مکروه است؛(٩) لِیکن از سوِی فروشنده نسبت به کالاِیِی که قصد فروش آن را دارد، در مقام بِیان واقعِیت، جاِیز است. (١٠)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لغت نامه دهخدا، واژۀ «مذمت» ؛ مجمع البحرين واژة «ذمم».
(٢) الكافى فى الفقه / ٢٨١ ؛ المهذب ١/ ٣٤٥ ؛ کتاب السرائر ٢/ ٢١٥؛ تحرير الاحكام ٢/ ٢٦٠.
(٣) مجمع الفائدة ١٢/ ٣٥٣ ؛ كتاب المكاسب ١/ ٣٢٦ و ٣٣٣؛ مصباح الفقاهة ٣٣٠/١.
(٤) وسائل الشيعة ١٢/ ٢٧٧.
(٥) كتاب المكاسب ١/ ٣٣٣ و ٣٤٣ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٤١٢.
(٦) مسالک الافهام ٤٣٣/١٤.
(٧) جواهر الكلام ٤١/ ٤١٢ و ٤٣١.
(٨) الروضة البهية ٩/ ١٩٢ – ١٩٣.
(٩) شرائع الاسلام ٢/ ٢٧٤؛قواعد الاحكام ٢/ ١٣.
(١٠) مسالک الافهام ٣/ ١٨٤.