فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٨
تحت الشعاع قرار دادند تا آنکه در قرن هفتم هجرِی تثبِیت شدند و مذاهب فقهِی عامه به اِین چهار مذهب منحصر گشت. البته مذهب ظاهرِی که بر پاِیه آراِی داوود بن علِی ظاهرِی بنا شده بود تا قرن هشتم پِیروانِی داشت؛ لِیکن آن هم مندرس و نابود گشت (← ظاهرِیه) و از قرن هشتم به بعد عامه در احکام فقهِی پِیر و ِیکِی از مذاهب چهارگانه فوق هستند.(١)
(← مخالف)
(١) توضيح الرشاد / ٢٢ – ٢٥؛ ادوار فقه (شهابِی) ٣/ ٦٥٢ و ٦٥٥ - ٦٨٣ ؛ ادوار فقه و کِیفِیت بِیان آن/ ١٠٥.
مذکر
مُذَکَّر: کلمه فاقد نشان تأنيث / جنس نر (← نر).
مذکر به معناِی نخست، وِیژگِی کلمه اِی است که خالِی از نشانه تأنيث باشد و بر انسان، حِیوان ِیا شِیء غِیر مؤنث دلالت کند. مقابل آن مؤنث قـرار دارد. از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفته اند.
در تلقِین محتضر (← احتضار) و دعا بر مِیت، در نماز مِیت و هنگام گذاردن او در قبر و نِیز در تلقِین او پس از نهادن در قبر و هنگام چِیدن لحد و پس از دفن، در صورتِی که مِیت، مرد (← مرد) باشد، ضمِیر و فعل، مذکر و اگر زن (← زن) باشد، ضمِیر و فعل مؤنث آورده مِی شود. (١) اگر نمازگزار نداند مِیت مرد است ِیا زن، جاِیز است ضمِیرها را به لحاظ شخص ِیا بدن و ِیا نعش، مذکر و به لحاظ جثّه و جنازه، مؤنث بِیاورد. (٢)
به تصرِیح برخِی، با علم به مرد ِیا زن بودن مِیت نِیز به دو لحاظ ِیاد شده، نماز گزار مِیتواند ضمِیرها را مذکر ِیا مونت بِیاورد؛(٣) لِیکن بدون دو لحاظ فوق، چنانچه از روِی جهل ِیا فراموشِی، ضمِیرها را در مِیت زن، مذکر و در مِیت مرد، مؤنث آورد، آِیا نماز مِیت صحِیح است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. (٤) سلام کردن بر زن و نِیز جواب دادن سلام او با صِیغه جمع مذکر، به قصد سلام بر وِی و فرشتگان همراه او ِیا مؤمنان، جاِیز است. (٥)