فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨٦
حِیوانِی که گوش ِیا بخشِی از گوش آن قطع شده باشد، از قربانِی حج کفاِیت نمِیکند؛ لِیکن چنانچه بخشِی از پوست گوش آن برِیده و آوِیزان شده باشد، کفاِیت مِیکند؛ هر چند قربانِی کردن چنِین حِیوانِی مکروه است. (٣)
(١) جواهر الکلام ١٩/ ١٤٤.
(٢) وسائل الشيعة ١٤/ ١٢٦.
(٣) المبسوط ٣٨٩/١؛ الوسيلة / ١٨٥ ؛ تذكرة الفقهاء ٨/ ٢٦٢ - ٢٦٣ ؛ جواهر الکلام ١٩/ ١٤١ -١٤٤.
مداد ← دوات
مدارا
مُدارا: به نرمِی و مهربانِی رفتار کردن؛ بردبارِی و تحمل .
مدارا ِیا مدارات از «درء» به معناِی دفع کردن گرفته شده و به معناِی چشم پوشِی از عِیوب دِیگران و ترک خشونت و تحمل آزار آنان و بردبارِی(← صبر) است.(١) برخِی لغوِیان، مدارا را از «درِی» دانسته و گفته اند: اصل مدارا از درِیتُ الظّبِی» به معناِی فرِیفتن آهـو جهت صِید آن مِی باشد. مدارا رفتار نِیک، نرمِی و تحمل آزار مردم است تا از او فرار نکنند و به او نزدِیک شوند. (٢)
مدارا کننده با رفتار نرم و مهربانانه خود و خوش برخوردِی با مردم و تحمّل اذِیت و رفتار جاهلانه و نابخردانه آنان، دلهاِی اِیشان را به خود جذب و شر اِیشان را از خود دفع مِیکند.
در حدِیثِی از «مکاشَفَه» به عنوان ضد مدارا نام برده شده است. (٣) مکاشَفَه عبارت است از رفتار خشن و تند که موجب کدورت، دشمنِی، نزاع و درگِیرِی مِی شود. (٤)
در تفاوت مدارا با مداهنه که امرِی مذموم و ناپسند است، گفته شده: مدارا بذل دنِیا براِی مصلحت دِین ِیا دنِیا و مداهنه، بذل دِین براِی مصلحت دنِیا است.(٥)
از عنوان مدارا به مناسبت در بابهاِی زکات، حج و تجارت سخن گفته اند.
فضِیلت مدارا: مدارا از خصلتهاِی نِیکو و وِیژگِیهاِی انسان خردمند شمرده شده و داراِی فضِیلت بسِیار است. در قرآن کرِیم، در آِیه اِی فرو بردن خشم و