فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨٢
بنابر قول وقوع طلاق، رجعِی ِیا باِین بودن آن اختلافِی است. برخِی آن را رجعِی دانسته اند و برخِی تفصِیل داده و گفته اند: اگر تخِیِیر در ازاِی عوضِی باشد که زوج از زوجه درِیافت کرده، طلاق، باِین و در غِیر اِین صورت، رجعِی خواهد بود. (٢)
(١) مختلف الشيعة ٧/ ٣٣٨ - ٣٤٣ ؛ الروضة البهية ٦/ ١٥؛ مسالك الافهام ٩/ ٨٠؛ جواهر الکلام٣٢/ ٦٧ – ٦٨.
(٢) مختلف الشيعة ٧/ ٣٣٩ ؛ رسائل الشريف المرتضى ١/ ٢٤١ – ٢٤٢.
(٣) مختلف الشيعة ٧/ ٣٤٤.
مَخيط ← دوخته
مد
مَدّ: کشِیدن صداِی حرفِی / علامتِی به شکل «~»
مد به هر دو معنا اصطلاحِی در علم تجوِید است و مد به معناِی دوم روِی برخِی حروف گذاشته مِیشود و نشان دهنده اِین است که اِین حرف باِید به صورت کشِیده خوانده شود، مانند «قالوا آمَنا».
حروف مد عبارت اند از الفِ ما قبل مفتوح، واو ماقبل مضموم و ِیاِی ما قبل مكسور، مانند کلمۀ «أُوتينا» که هر سه حرف مد در آن جمع است. (١)
از احکام آن در باب صلات سخن گفته اند.
اقسام مد: مد دو گونه است: متصل و منفصل. مدّ متصل عبارت است از اجتماع حرف مد و همزه ِیا حرف ساکن پس از آن در ِیک کلمه، مانند «جاءَ، سُوء، جِیِیءَ» و «دابّه»؛ و مدّ منفصل عبارت است از اجتماع حرف مد و همزه پس از آن در دو کلمه، مانند «إنا أنزَلناهُ». (٢)
حكم تكليفي: قارِیان رعاِیت مد را مطلقا لازم مِیدانند؛ چه متصل و چه منفصل؛ لِیکن بسِیارِی از فقها رعاِیت آن را تنها در مد متصل واجب دانسته اند؛ (٣) حتِی برخِی مد متصل را نِیز واجب ندانسته اند، مگر آن مقدارِی که اظهار حرف مد متوقف بر آن باشد.(٤) جمعِی به استحباب رعاِیت مد منفصل تصرِیح کرده اند.(٥)