فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥٢
(٤٩) تحرِیر الاحکام ٣٨٢/٥؛ مالک الافهام ١٥/ ١٨؛ رياض المسائل ١٣/ ٦٢٣؛ جواهر الکلام ٤١/ ٥٩٢.
(٥١) مسالك الافهام ١٥/ ١٨ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٥٩٣.
(٥٢) الجامع للشرائع / ٢٤٢.
(٥٣) جواهر الكلام ٤١/ ٥٨١.
محارف
مُحارَف: دنِیا برگشته.
محارف به کسِی گفته مِیشود که خِیر و برکت از کسب و کارش رفته، روزِی اش تنگ شده و دنِیا بر او پشت کرده است. اِین عنوان به مناسبت در باب تجارت آمده است.
داد و ستد با محارف مکروه است. در رواِیتِی آمده است که در معامله با چنِین کسِی خِیر و برکتِی نِیست. (١)
(١) الروضة البهية ٢٩٣/٣ ؛ وسائل الشيعة ١٧/ ٤١٣.
مَحارم ← مَحرَم
مَحاريب ← محراب
محاسن
مَحاسِن: زِیباِیِیهاِی بدن / رِیش (← رِیش).
از عنوان ِیاد شده به معناِی نخست در باب نکاح سخن گفته اند.
بنابر قول جمعِی، نگاه کردن به محاسن بدن زن براِی کسِی که قصد ازدواج با او را دارد جاِیز است. مقصود از محاسن بدن، مواضع زِینت در بدن است، مانند صورت، دستها، گردن، سر و مقدارِی از سِینه. (١)
برخِی، محاسن را شامل همه بدن زن، جز عورت دانسته و نظر به همه بدن او، جز عورت را جاِیز دانسته اند؛(٢) لِیکن گفته اند: جواز نظر به محاسن زن مشروط است به اِینکه نظر کننده قصد ازدواج داشته باشد؛ براِی زن نِیز مانعِی از ازدواج، همچون شوهردار و در عده بودن، وجود نداشته باشد و احتمال اجابت کردن از سوِی او در صورت خواستگارِی برود و نگاه کردن از روِی لذت و قصد آن نباشد؛ هر چند بداند در صورت نگاه کردن لذت حاصل مِی شود.(٣)
بعضِی براِی زن نِیز نگاه کردن به مردِی را که براِی خواستگارِی او آمده است جاِیز دانسته اند؛ (٤) لِیکن برخِی در الحاق زن به مرد در حکم ِیاد شده اشکال کرده اند.(٥)