فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤
(١) فرهنگ بزرگ ،سخن واژه «کِیک»
(٢) جواهر الكلام ٢٠ ٢٩٤ ؛ الجواهر الفخرية ٥٢٢/٤
(٣) قواعد الاحكام ١ ٤٥٩ : الروضة البهِیة ٢/ ٣٤٤؛
مدارک الاحکام ٣٤٥٨؛ جواهر الکلام ٢٠/ ٢٤٢.
(٤)جامع المقاصد ٣٠٨/٣ - ٣٠٩ ؛ غاية المراد (حاشية الارشاد ١ ٤٠٣
(٥) الروضة البهية ٢/ ٣٣٨ - ٣٣٩؛ مدارک الاحکام ٣٣٥/٨؛ مفاتيح الشرائع ١/ ٣٢٤ ^
(٦) غاية المراد حاشية الارشاد) ٤٠٣/١ جواهر الكلام ٢١٨/٢٠ - ٢٢١ ^
(٧) کتاب السرائر ١/ ٥٦٥ .
(٨) تحرِیر الاحكام ٢/ ٤٢ ؛ تذكرة الفقهاء ٧/ ٤١٥ : الدروس الشرعية // ٣٥٥ - ٣٥٦؛ المهذب البارع ٢ ٢٤٢ ؛ جامع المقاصد ٣٠٩/٣ ؛ الروضة البهية ٢/ ٣٤٠
(٩) المقنعة / ٥٧٢ ؛ الكافي في الفقه / ٢٠٦ ؛ الوسيلة / ١٦٩ ^
(١٠) الروضة البهية ٢٨٨/٧ ؛ جواهر الکلام ٣٦/ ٣١٧.
کبوتر
کبوتر نام عمومِی گروهِی از پرندگان با بدن چاق، گردن کوتاه، سر کوچک و پرهاِی انبوه. (١)
کبوتر که در لغت عرب «حمام» نامِیده مِیشود گونه هاِی مختلفِی دارد که ٧٢ گونه آن تا کنون شناساِیِی شده است.(٢) در كلمات فقها به تبع لغوِیان براِی کبوتر دو معنا ذکر شده است:
(١) پرنده اِی که صدا از حلقش به گونه پِیوسته و پِی در پِی با گرداندن در گلو خارج مِیشود و منقارش را در آب فرو مِی برد و ِیکباره آب مِی نوشد، نه همچون برخِی پرندگان که آب را به منقار خود گرفته و قطره قطره مِینوشند و ِیا پس از بِیرون آوردن منقار از آب، آن را فــرو مِی برند.
(٢) هر مرغ طوق دار. (٣)
برخِی تعرِیف دوم را به واقع نزدِیک تر دانسته اند؛ (٤) بلکه بعضِی تنها همِین تعرِیف را ذکر کرده اند .(٥) تعرِیف دوم مِیان لغوِیان معروف است. (٦) برخِی نِیز هر دو تعرِیف را با ِیکدِیگر جمع کرده و گفته اند: کبوتر عبارت است از مرغ طوق دار ِیا مرغِی که صدا از حلقش به گونه پِیوسته و پِی در پِی خارج مِی شود و ِیا آنکه با فروبردن منقار در آب، آب را ِیکباره مِی نوشد. (٧) از احکام آن در بابهاِی طهارت، حج، تجارت، سبق و ،رماِیه اشربه و اطعمه و شهادات سخن گفته اند.
طهارت اگر کبوتر در چاه بمِیرد هفت سطل آب از چاه کشِیده و بِیرون رِیخته مِی شود (٨) > آب چاه). فضله کبوتر پاک است. (٩)