فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٩
التنقيح الرائع ١٥٧/٢.
(١٠) الدروس الشرعية ٣/ ٣١٢؛ مختلف الشيعة ٣٧٤/٥ ؛ الحدائق الناضرة ٢٠/ ١٥٥.
(١١) الدروس الشرعية ٣ / ٣١٢ ؛ الروضة البهية ٤/ ١٨.
(١٢) جامع المقاصد ٥/ ١٦ ؛ مسالک الافهام ٤٥٨/٣ ؛ فقه الامام جعفر الصادق علِیه السّلام ٤/ ١٦.
(١٣) سؤال وجواب (ِیزدِی)/ ٣٥٩.
(١٤) جامع المقاصد ١٨٨/٤ ؛ جواهر الکلام ٢٤ / ٥٢.
(١٥) النهاية / ٣٨٣ ؛ كتاب السرائر ٢/ ٢٧٣ ؛ الروضة البهية ٣/ ٣٨٧.
(١٦) الروضة البهية ٣/ ٣٨٦ – ٣٨٧؛ الحدائق الناضرة ١٥٤/٢٠ ؛ مفتاح الكرامة ٩/ ٧٠٨-٧٠٩؛ المناهل / ١٨.
مجهول النسب
مجهول النَّسَب : کسِی که نسبش ناشناخته است.
از آن به مناسبت در بابهاِی اقرار، قضاء، قصاص و دِیات سخن گفته اند.
راه اثبات نسب: نسب ناشناخته با اقرار (← اقرار)، بِینه (← بينه) و استفاضه (←استفاضه) ثابت مِیشود.(١)
اگر کسِی مدعِی فرزندِی کودکِی باشد، در صورتِی که کودک مجهول النسب باشد و مدعِی دِیگرِی وجود
نداشته باشد، ادعاِی او بدون نِیاز به تصدِیق کودک، پذِیرفته و حکم به ثبوت نسبت مِیشود و احکام آن، همچون ارث بردن از ِیکدِیگر، محرمِیت و حرمت ازدواج مِیان آن دو، جارِی مِیگردد. دِیوانه نِیز همِین حکم را دارد؛ لِیکن اگر کسِی مدعِی فرزندِی بالغِی باشد، پذِیرش ادعاِی وِی منوط به تصدِیق آن فرد است (٢) ( ← استلحاق).
چنانچه دو ِیا چند نفر در فرزندِی کودکِی اختلاف کنند، ادعاِی هِیچ ِیک پذِیرفته نمِی شود، مگر با بِینه ِیا -به تصرِیح جمعِی- با قرعه در صورت عدم وجود بينه(٣) (← قرعه)، مقصود از بِینه، گواهِی دو مرد عادل بر درستِی ادعاِی ِیکِی از ادعا کنندگان است. بنابر قول مشهور، نسب با شهادت ِیک مرد و دو زن عادل، ثابت نمِی شود.(٤)
اگر کودک مجهول النسب بميرد و کسِی مدعِی فرزندِی او براِی خود باشد، در صورت فقدان مدعِی اِی دِیگــر بــر خلاف ادعاِی او، اموال باقِی مانده از کودک به او مِی رسد.(٥)
بنابر قول مشهور، حکم ِیاد شده در صورتِی که مِیت، مجهول النسب بالغ باشد نِیز جارِی است.(٦)