فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٥
مجادلة غير احسن عبارت است از گفت وگو و بحث با خصم، نه براِی اثبات حق؛ بلکه براِی غرضِی از اغراض دنِیوِی و نفسانِی، از قبِیل شهرت، حسد، تکبر، اظهار غلبه و فضل و علم خود و ِیا رسوا کردن طرف، جاهل و عامِی نشان دادن، از چشم مردم انداختن او و غِیر آن.(٤)
در رواِیتِی از امام صادق علِیه السّلام آمده است: «مجادله به احسن، مجادله با برهان است و مجادله به غِیر احسن اِین است که با اهل باطلِی بحث کنِی و او مطلب باطلِی را مطرح کند و تو به انکار آن بسنده کنِی، بدون آنکه بر رد آن، برهانِی اقامه کنِی، ِیا حقِی را که خصم در صدد اثبات باطل خوِیش با آن است، انکار نماِیِی از بِیم آنکه در صورت اقرار به آن، همان حق، به حجت و دلِیلِی علِیه خودت تبدِیل گردد؛ زِیرا راه رهاِیِی از آن دلِیل را نمِیدانِی»(٥) (و نمِی توانِی آن حق را از باطلش جدا کنِی. در نتِیجه با انکار حق، باطل او را دفع مِیکنِی).
حکم: در رواِیات فراوان از مجادله در دِین و آِیات خدا نهِی شده است.
رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: خداِی تعالِی جدال کنندگان در دِینش را بر زبان هفتاد پِیامبر لعنت کرده است و کسِی که در آِیات خدا جدال کند، کافر مِی شود». (٦)
امام صادق عليه السلام نِیز فرمود: بپرهِیز از مجادله در دِین؛ زِیرا اِین کار موجب اعراض قلب از ذکر خدا است و نفاق و کِینه ها را در پِی مِی آورد و دروغ را روا مِی شمارد.»(٧) امام باقر علِیه السّلام نِیز مِی فرماِید: «مجادله، دِین را محو و عمل را نابود مِیکند و شک را در پِی مِی آورد». همچنِین مِی فرماِید: «مجادله نمِیکند، مگر مردِی که تقوا ندارد ِیا در دِین خود شک دارد».(٨)
در قرآن کرِیم خداِی تعالِی قومِی را که در حق و آِیات الهِی و به باطل مجادله مِیکنند، نکوهش کرده است.(٩)
مجادله به غِیر احسن؛ خواه در امور دِینِی ِیا دنِیوِی، حرام است.(١٠) قرآن کرِیم مجادله احسن را استثنا کرده و آن را رخصت داده (١١) و رسول خدا صلى الله علِیه و آله را بدان امر کرده است؛ (١٢)