فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٢
مبالغه
مُبالَغَه: تلاش و کوشش بسِیار کردن / افراط در تمجِید ِیا تقبِیح کسِی ِیا چِیزِی .
مبالغه از «بلغ» به معناِی نهاِیت تلاش و کوشش در انجام دادن کارِی است. به معناِی گزاف گوِیِی (زِیاده روِی در توصِیف کسِی ِیا چِیزِی) و افراط نِیز آمده است.(١) از آن به معناِی نخست، در بابهاِی طهارت، صلات و حج سخن گفته اند.
مبالغه در طهارت: مستحب است زنان هنگام استنجا در شستن موضع مبالغه کنند و آن را خوب بشوِیند
(← استنجاء).
به تصرِیح برخِی، مبالغه در مضمضه (← مضمضه) و استنشاق (← استنشاق) هنگام وضو مستحب است؛ بدِین معنا که در مضمضه آب را در همه جهات دهان بگرداند و تا انتهاِی حلق برساند و بر زبان و دندانها بگذراند، سپس بِیرون برِیزد و در استنشاق، آب را به قسمت بالاِی بِینِی برساند و براِی پاک کردن چرکهاِی آن انگشت در بِینِی فرو کند. البته مبالغه ِیاد شده براِی روزه دار کراهت دارد.(٣)
در غسل، مبالغه در رساندن آب بـه همۀ بدن با دست کشِیدن مستحب است. (٤)
مبالغه در دعا: مبالغه در دعا در اِین موارد مستحب مؤکد است: در سجده شکر؛(٥) در دو خطبه نماز باران؛(٦) هنگام زِیارت(٧) (← زِیارت) و هنگام وقوف در عرفات.(٨)
مبالغه در خشوع: بر داخل شونده در کعبه مستحب است بر سنگ سرخ باِیستد و دعا کند و در خشوع و حضور قلب مبالغه نماِید. (٩)
از مبالغه به معناِی دوم به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
دروغ گفتن مطلقا حرام است. مبالغه در تشبِیه و استعاره در صورتِی که ملاک آن (وجه شبه و مانند آن) منتفِی باشد، مصداق دروغ و حرام خواهد بود. در غِیر اِین صورت جاِیز مِیباشد، مانند تشبِیه عالم به درِیاِی خروشان ِیا تشبِیه زِیبارو به پاره ماه. (١٠)
از مصادِیق غِیبت حرام، مبالغه در تقبِیح سخن گوِینده ِیا نوِیسنده اِی است؛ به گونه اِی که از آن، نسبت نقص و عِیب