فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨١
مباکره
مُباکَرَه: اول روز به کارِی اقدام کردن.
مباکره از بُکرَه به زمان مِیان طلوع فجر و طلوع آفتاب اطلاق مِی شود و مباکره، اقدام به کارِی در اِین مدت است. البته مباکره به معناِی مبادرت به انجام دادن کارِی در هر زمان نِیز آمده است.(١) از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته اند.
در روز جمعه، مباکره در رفتن به محل اقامه نماز جمعه مستحب است. به گفته برخِی مقصود از مباکره، رفتن به مسجد پس از طلوع فجر و اقامه نماز صبح در آن و باقِی ماندن تا زمان اقامه نماز جمعه است. (٢) مستحب است مباکره پس از غسل جمعه و گرفتن ناخن و شارب باشد.(٣)
در مسئله ِیاد شده، اشکالِی مطرح شده که افضل، انجام دادن غسل جمعه نزدِیک زوال است. اِین حکم با استحباب غسل جمعه پس از طلوع فجر و مباکره در رفتن به مسجد منافات دارد.
برخِی در پاسخ گفته اند: استحباب تأخِیر غسل جمعه تا زوال در جاِیِی است که معارض با طاعتِی بزرگتر از آن (مباکره در رفتن به مسجد) نباشد. بنابر اِین، تأخِیر غسل جمعه براِی غِیر مباکره کننده مستحب است. (٤) برخِی دِیگر تنافِی را اِین گونه رفع کرده اند که هم مِیتواند مباکره کند و هم نزدِیک زوال براِی غسل جمعه از مسجد خارج شود و دوباره براِی اقامه نماز جمعه به مسجد بازگردد.(٥)
مباکره در طلب روزِی مستحب است. در حدِیثِی آمده است: «تعقِیب پس از نماز صبح تا طلوع خورشِید در جلب روزِی، کارسازتر از سوار بر کشتِی شدن و سِیر در درِیا براِی طلب روزِی است».(٦) از اِین رو برخِی گفته اند: تعقِیب نماز پِیش از طلوع خورشِید، مصداق مباکره در طلب روزِی مِی باشد.(٧) معامله بـِیـن طلوع فجر و طلوع آفتاب مکروه است.(٨)
(← بامداد)
(١) لسان العرب و المفردات (راغب). واژة «بكر».
(٢) تذكرة الفقهاء ٤/ ١٠١ – ١٠٢.
(٣) جامع المقاصد ٤٣٧/٢ ؛ روض الجنان ٧٩١/٢.
(٤) جامع المقاصد ٤٣٧/٢ ؛ روض الجنان ٧٩١/٢ ؛ مسالک الافهام ١/ ٢٤٧.
(٥) مفتاح الكرامة ٨/ ٥٧٢.
(٦) الانوار اللوامع ١١/ ١٠٧ - ١٠٨ ؛ الکافِی (کلِینِی) ٥/ ٣١٠.
(٧) لوامع صاحبقرانِی ٥/ ١٥٥ – ١٥٦.
(٨) معالم الدين في فقه آل ِیاسِین ١/ ٣٣٤.