فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٠
مؤذَن
مُؤذِّن: اذان گو.
احکام آن در باب صلات آمده است.
اقسام: مؤذن ِیا براِی اعلام دخول وقت در اوقات پنج گانه نماز منصوب مِیشود و ِیا براِی نماز جماعت ِیا نماز فراد.
الف. مؤذن منصوب: مؤذّن منصوب مستحب است عادل، داراِی صداِی رسا و نيكو، بِینا و وقت شناس باشد و هنگام اذان گفتن بر بلندِی باِیستد.(١) از برخِی قدما شرط بودن عدالت نقل شده است. (٢) عقل، اسلام و مذکر بودن در مؤذن منصوب شرط است. آِیا اِیمان (دوازده امامِی بودن) نِیز شرط است ِیا نه؟ برخِی تصرِیح به شرط بودن آن کرده اند.(٣) بالغ بودن در مؤذن منصوب شرط نِیست؛ لِیکن ممِیز بودن (←تمِیِیز) شرط است. (٤)
ب. مؤذن نماز جماعت: در مؤذن نماز جماعت، عقل، اسلام و به تصرِیح برخِی، اِیمان شرط است. همچنِین است مذکر بودن در نماز جماعت مردان؛ لِیکن در نماز جماعت زنان شرط نِیست و مؤذن مِی تواند زن باشد.(٥)
جمعِی اذان گفتن زن براِی مردان مَحرم را نِیز کافِی دانسته اند؛(٦) لِیکن برخِی در کفاِیت آن اشکال کرده اند؛(٧) بلکه برخِی آن را کافِی ندانسته اند.(٨) در مقابل، ظاهر کلام برخِی قدما، کفاِیت اذان زن براِی مردان مطلقا است؛ از محارم باشند ِیا از غِیر محارم.(٩)
در مؤذنِ نماز جماعت نِیز بلوغ شرط نِیست و تمِیِیز کفاِیت مِیکند.(١٠)
احکام مطلق مؤذن: طهارت (وضو يا غسل) داشتن، نهادن دو انگشت (از هر دست ِیک انگشت) در دو گوش، اِیستاده و رو به قبله بودن، با صداِی بلند و با تأنِی و آرامِی (بدون شتاب) اذان گفتن، وقــف کردن در آخر هر فصل از فصول اذان و سخن نگفتن در اثناِی آن، بر مؤذن مستحب است؛ چه مؤذن منصوب براِی اعلام اوقات نماز باشد ِیا مؤذن نماز جماعت ِیا فرادا. (١١)
(١) مدارک الاحکام ٣/ ٢٧٠ - ٢٧٢ ؛ كفاية الاحكام ٨٧/١؛ العروة الوثقى ٢/ ٤٢٩.
(٢) مختلف الشيعة ٢/ ١٣٦ ؛ روض الجنان ٢/ ٦٤٩.
(٣) غاية المرام ١/ ١٤١ ؛ الحدائق الناضرة ٧/ ٣٣٣ ؛ جواهر الكلام ٩/ ٥٠ - ٥٢ ؛ مصباح الفقيه ١١ / ٢٦٣ – ٢٦٥.