فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٦٢
(٧) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٥٩٠ – ٥٩١.
(٨) تحرِیر الاحكام ٤/ ٦٢١ ؛ غاية المرام ٤/ ٢٨.
(٩) تحرِیر الاحکام ٦٢١/٤ ؛ ايضاح الفوائد ٤/ ١٤١ ؛ مسالک الافهام ١١/ ٥٠٦ - ٥٠٧ ؛ جواهر الکلام ٣٦/ ١٧١ – ١٧٢.
(١٠) النهاية / ٥٧٨ ؛ شرائع الاسلام ٤/ ٧٤٢.
(١١) النهاية / ٥٧٦ ؛ مجمع الفائدة ١١/ ١٨٧ ؛ جواهر الكلام ٣٦/ ٢٤١ - ٢٤٣ و ٢٥٠ ؛ مجمع المسائل ٣/ ٦٣.
(١٢) المقنع / ٤٢٣ ؛ المقنعة / ٥٧٧ ؛ الانتصار / ٤٠٢ ؛ الوسيلة / ٣٥٥ ؛ كتاب السرائر ٣/ ١٠٠ ؛ الجامع للشرائع / ٣٨٦؛ تحرير الاحكام ٤/ ٦٣٧.
(١٣) شرائع الاسلام ٤/ ٧٤٩؛ تحرِیر الاحکام ٦٣٧/٤؛ الروضة البهية ٧/ ٢٦٥ ؛ جواهر الکلام ٣٦/ ٢٦٠.
(١٤) مسالک الافهام ١٢/ ٢١ ؛ كفاية الاحكام ٥٩٧/٢ ؛ جواهر الکلام ٣٦/ ٢٦٢ – ٢٦٤.
(١٥) الحدائق الناضرة ١٥/ ١٤٢.
(١٦) الدروس الشرعية ٢/ ٣٩٩-٤٠٠.
(١٧) ٣/ ٣٨.
(١٨) هداية الامة ٨/ ١٤٧.
(١٩) المقنعة / ٦٤٧ ؛ النهاية / ٣٢١ - ٣٢٢ ؛ شرائع الاسلام ١/ ١٣٤.
(٢٠) کتاب السرائر ٢/ ١٠٦.
ما يُضمَن؛ قاعده ← قاعده ما يُضمَن
بصحيحه يُضمَنُ بفاسده
ماِیع
ماِیع: حالت روانِی و سِیالِی ماده، مقابل جامد.
ملاک جامد ِیا ماِیع بودن ماده اِی عرف است.(١) برخِی گفته اند: متفاهم عرف آن است که اگر از ماده اِی چِیزِی بردارند، جاِیش خالِی بماند جامد است، هرچند بعد پر شود؛ و اگر خالِی نماند و فورِی پر شود، ماِیع خواهد بود.(٢) از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صوم، حج، تجارت و اطعمه و اشر به سخن گفته اند.
طهارت: بنابر قول مشهور، هر مست کننده اِی که در اصل ماِیع باشد، مانند شراب، نجس است. بر عدم نجاست مست کننده غِیر ماِیع (جامع)، ادعاِی اجماع شده است. (٣)
اگر جامد به سبب عارضِی ماِیع شود، به تصرِیح برخِی، نجس نمِی شود؛ بلکه بر پاکِی، باقِی مِی ماند.(٤) ظاهر کلام بــرخـــِی اجماع بر طهارت آن است؛(٥) اما اگر ماِیع مست کننده به سبب عارضِی جامد شود، به تصرِیح برخِی، بر اثر جامد شدن پاک نمِی شود؛ بلکه بر نجاست باقِی مِیماند.(٦) هر گاه جسم جامد با نجس مرطوب ملاقات کند، تنها موضع ملاقات نجس مِی شود؛ اما اگر جسم ماِیع، همچون آب قلِیل -که بنابر نظر مشهور با ملاقات نجاست، نجس مِی شود- ِیا آب مضاف (← آب مضاف)؛ کم باشد ِیا زِیاد و ِیا روغن