فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣٨
مال عرفِی، مالِی است که نزد عقلا مالِیت (ارزش و قِیمت) دارد. مقابل آن، مال شرعِی است که شارع مقدس مالِیت عرفِی آن را مد نظر داشته و احکام مال را بر آن جارِی ساخته باشد؛ از اِین رو، خمر و خوک هرچند نزد عرف مالِیت دارند؛ لِیکن شارع اِین مالِیت را نادِیده گرفته و احکام مال را بر آن دو جارِی نساخته است. (١) (← مال).
(١) تحرير المجلة ١، قسم ١/ ١٧٠ ؛ کتاب نکاح (زنجانِی) ١/ ٥٢ ؛ مصباح الفقاهة ٢/ ٤.
مال صامت
مال صامت: مقابل مال ناطق.
مقصود از مال صامت در باب زکات، طلا و نقره است، در مقابل مال ناطق که عبارت است از شتر، گاو و گوسفند و نِیز غلات (گندم، جو، خرما و کشمش)(١) (← زکات) و مقصود از آن در باب لقطه، گم شده غِیر حِیوان و انسان است، در مقابل مال ناطق که عبارت است از گم شده حِیوان و انسان(٢) (← لقطه).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) مجمع البحرين، واژۀ «صمت» ؛ المبسوط ١٩٦/١ ؛ مسالك الافهام ١/ ٣٥٨.
(٢) فقه الصادق ١٩/ ٣٨١؛ مهذب الاحكام ٢٣/ ٣٠٢.
مال ضمان
مال ضَمان: مال ضمانت شده (← ضمان).
مال ظاهر ← مال ناطق
مال غاِیب ← غِیبت
مال غِیر منقول ← غير منقول
مال القباله
مال القَباله: سهمِی معِین که حاکم در ازاِی آن زمِین را به افراد واگذار مِیکند / سهمِی معِین از محصول بعد از تخمِین آن، که ِیکِی از دو شرِیک در قبال واگذارِی سهم خود به دِیگرِی از او اخذ مِیکند.
(← قباله)
مال القنيه
مال القُنيه: مقابل مال التجاره.
مال القنيه عبارت است از مالِی که انسان براِی استفاده شخصِی تهِیه کرده است، نه براِی تجارت. از آن در باب زکات نام برده اند.