فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٣
با توجه به آِیات شرِیفه و نِیز کلمات اهل لغت، در معناِی لهو تماِیل و لذت نفسانِی و غفلت از آنچه براِی انسان سودمند مِیباشد، نهفته است.
در کلمات فقها، برخِی آن را به حرکت و عملِی که از قوه شهوانِی نشأت گرفته و غرضِی عقلاِیِی بر آن مترتب نِیست و ِیا حالت اشتغال انسان به خواهش و تماِیلات نفسانِی که موجب غفلت از ِیاد خدا مِی شود، تعرِیف کرده اند. (٥)
برخِی در تفاوت لهو و لعب و لغو گفته اند: لغو عبارت است از آنچه که بدون فکر و قصد از انسان سر مِی زند و در خور اعتنا نِیست(← لغو). لعب عبارت است از هر کارِی که نفع و فاِیده اِی در آن نِیست و بدون قصد و غرضِی صحِیح انجام مِی گِیرد، مانند بازِیهاِی کودکانه (← لعب)، و لهو عبارت است از آنچه به سبب اشتغال نفس به آن، انسان از آنچه مهم و مفِید است، مشغول و غافل مِیگردد. برخِی گفته اند: لهو اعم از لعب مِیباشد و هر لهوى لعب است؛ لِیکن هر لعبى لهو نِیست؛ مانند شنِیدن موسِیقِی و غناکه بر آن لهو صدق مِیکند، ولِی لعب صدق نمِیکند.(٦)
از اِین عنوان در بابهاِی صلات و تجارت سخن گفته اند.
حکم تکلِیفِی: بدون شک، لهو در بعضِی موارد، همچون استعمال آلات لهو و موسِیقِی و غنا (←غنا)، گوش دادن به آن، رقص (← رقص) و قمار (← قمار) حرام است؛ لِیکن در اِینکه آِیا هر لهوِی که از قوه شهوِی ناشِی مِیشود و فاقد غرض عقلاِیِی است، حرام است ِیا نه؟ مسئله محل بحث است. برخِی، لهو حرام را بـه لهوِی که از شدت شادِی ناشِی مِی شود. اختصاص داده و رقص و کف زدن و زدن با طشت و آنچه مفِید فاِیده آلات لهو است را داخل در آن دانسته اند.(٧)
برخِی دِیگر گفته اند: لهوِ حرام، لهوى است که انسان را از حالت طبِیعِی خارج سازد؛ به گونه اِی که در حالت مستِی قرار گِیرد و جاِیِی براِی حاکمِیت و سلطنت عقل باقِی نماند، مانند استماع آلات لهو و غنا.(٨)
برخِی، لهو حرام را به لهوِی که در ابتدا به آن اشاره شد و قدر متِیقن از لهو حرام است، همچون لهو با آلات موسِیقِی و استماع آن اختصاص داده اند. (٩)