فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٢
در قرائت نماز، واجب است لفظ، صحِیح و آن گونه که نازل شده ادا شود؛ اما اداِی آن به گونه ادا کردن عرب و به شِیوه و لهجه آنان واجب نِیست. (٢)
اگر کسِی به جهت داشتن لهجه اِی خاص، نتواند نماز خود را به عربِی صحِیح بخواند، به همان مقدار که مِی تواند، بخواند و صحِیح است. (٣)
تقليد لهجه جمعِی ِیا اهالِی منطقه اِی از مسلمانان، از روِی شوخِی، بدون قصد اهانت و قصد شخص معِین، در صورتِی که از نظر عرف هتک تلفظ کنندگان به آن لهجه به شمار نرود، به تصرِیح برخِی جاِیز است. (٤)
(١) فرهنگ بزرگ سخن، واژة «لهجه».
(٢) مستند الشيعة ٥/ ٧٤ ؛ استفتائات جدِید (تبرِیزِی) ٢/ ٧٥ ؛ استفتائات (بهجت) ٢/ ١٢٩.
(٣) توضِیح المسائل مراجع ١/ ٥٥٣ و ٦١٠ – ٦١١.
(٤) صراط النجاة ٢/ ٤٢٥ ؛ استفتائات جدِید (تبرِیزِی) ٢/ ٤٩٧.
لهو
لَهو: سرگرمِی نفسانِی.
به گفته برخِی لغوِیان، هــر آنـچـه کـه انسان را از چِیزِی مشغول و غافل کند، لهو است. به گفته برخِی دِیگر از آنان، آنچه انسان را به واسطه مشغول شدن به آن، از امور سودمند و مهم غافل کند، لهو است. به گفته گروه سوم، لهو عبارت است از سرگرمِی نفس به چِیزِی خلاف مقتضاِی حکمت و گروه چهارم، لهو را به لذت زودگذر و عِیش موقت تعرِیف کرده اند.(١)
در قرآن کرِیم، واژه لهو در آِیات متعدد به معناِی آنچه که اشتغال به آن انسان را از ِیاد خدا و آخرت و تحصِیل رضاِی او غافل مِیکند، به کار رفته است. به عنوان نمونه، حِیات دنِیا (زندگِی اِی که انسان سرگرم دنِیا و غافل از خـــداونــد باشد) مصداق لهو بر شمرده شده است. (٢)
در جاِی دِیگر، مردان خدا و اولِیاِی الهِی را مردانِی مِی داند که پرداختن به تجارت و داد و ستد آنان را از ِیاد خدا غافل نمِیکند.(٣) در مقابل در وصف کافران فرموده است: «دلهاِیشان (به سبب سرگرم شدن به خواهشهاِی نفسانِی و لذتهاِی فانِی) در لهو و بِی خبرِی فرورفته است. (٤)