فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٩
بِی سرپرستِی که کسِی او را ِیافته، تعرِیف شده است.(٢) برخِی به تعرِیف لقِیط، دِیوانه را نِیز افزوده اند. (٣)
آِیا لقِیط شامل کودک ممِیزِی که تواناِیِی حفظ خود را دارد مِیشود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور عنوان لقِیط را شامل کودک ممِیز نِیز مِی دانند. (٤) برخِی، عنوان لقِیط را شامل کودک ممِیزِی که نزدِیک به سن بلوغ است، ندانسته اند.(٥) از احکام لقِیط به تفصِیل در باب لقطه و به مناسبت در برخِی ابواب دِیگر، همچون طهارت، تجارت، اقرار، حدود و قصاص سخن گفته اند.
احكام لقيط: احکام لقِیط ِیا درباره برداشتن آن است ِیا دربارۀ ِیابنده و ِیا درباره لقيط.
الف. برداشتن لقيط: جمعِی برداشتن لقِیط را مطلقا واجب کفاِیِی دانسته اند. (٦) اِین قول به اکثر،(٧) بلکه مشهور(٨) نسبت داده شده است. برخِی نِیز برداشتن لقيط را مستحب دانسته اند. (٩)
جمعِی گفته اند: در صورتِی که حفظ لقِیط منوط به برداشتن آن باشد، برداشتن، واجب کفاِیِی است. در غِیر اِین صورت -مانند جاِیِی که کودک، ممِیز و در آستانه بلوغ و قادر بر حفظ خود باشد، بنابر قول به جواز برداشتن او- اِین کار، واجب نِیست.(١٠) البته در صورت توقف حفظ جان لقِیط بر برداشتن، اختلافِی در وجوب برداشتن آن نِیست.
برخِی مِیان صورت خوف بر لقِیط و عدم خوف بر آن تفصِیل داده و در صورت خوف، برداشتن آن را واجب و در صورت عدم خوف، مستحب دانسته اند. (١١)
شاهد گرفتن ِیابنده بر برداشتن لقيط مستحب است. (١٢)
ب. ِیابنده:
١. شراِیط: در ِیابنده، بلوغ و عقل شرط است؛ از اِین رو، بر برداشتن لقِیط توسط نابالغ ِیا دِیوانه اثرِی مترتب نمِی شود. همچنِین بنابر قول مشهور، آزاد بودن در ِیابنده شرط، بلکه بر آن ادعاِی اجماع شده است. بنابر اِین، بر برداشتن لقِیط توسط برده احکام لقِیط جارِی نمِی شود، مگر آنکه مولاِیش اذن اِین کار را به او بدهد. (١٣)