فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٩
(١) جواهر الکلام ٢/ ٣١٦.
(٢) شرائع الاسلام ٦٣/١ ؛ قواعد الاحكام ١/ ٢٧٢.
(٣) التنقيح الرائع ١٩٤/١ ؛ نهاية الإحكام ١/ ٤٥٤ ؛ الدروس الشرعية ١/ ١٦٧ ؛ جامع المقاصد ٢/ ٢٣٦؛ مدارک الاحکام ٣/ ٣٢٣.
(٤) تحرير الاحكام ١/ ٢٣٩.
(٥) جواهر الکلام ٩/ ٢٢٧.
(٦) جامع المقاصد ٢/ ٢٤٠ ؛ فوائد القواعد/ ١٧٦ ؛ کشف اللثام ٣/ ٤٢٤.
(٧) جواهر الکلام ٣٤/ ٥٦.
(٨) مسالك الافهام /١١/ ١٨١ - ١٨٥ ؛ جواهر الكلام ٣٥/ ٢٣٥ – ٢٣٦.
(٩) جواهر الکلام ٣٥/ ٣٧٣- ٣٧٤.
لفظ مشترک ← اشتراک
لِقاح ← تلقيح
لِقاط ← چِیدن
لقب
لَقَب: صفتِی خاص براِی فرد.
لقب عبارت است از صفتِی کـه بـه صورت عنوانِی براِی بزرگداشت بـه نـام کسِی اضافه مِیکنند و گاه به جاِی نام اصلِی او به کار مِی برند، مانند رسول الله براِی پِیامبر اعظم صلى الله عليه و آله، امِیر المؤمنِین براِی حضرت على عليه السّلام و صادق، کاظم و رضا به ترتِیب براِی امامان ششم، هفتم و هشتم علِیهم السّلام.
روِیکرد عمومِی لقب، مدح و ستاِیش صاحب آن است، مانند مثالهاِی ِیاد شده؛ لِیکن گاهِی روِیکرد طعن و نکوهش دارد، مانند اعور، اخفش و مانند آن.(١)
تفاوت کنِیه و لقب در اِین است که کنِیه به طور معمول، براِی تعظِیم با «اب»، «ام» و «ابن» آغاز مِی شود، مانند ابوالقاسم، امّ ابيها و ابن الرضا (←کنِیه) برخِی گفته اند: آنچه دلالت بر نکوهش کند لقب است؛ هرچند با «آب» ِیا «ام» شروع شده باشد، مانند «ابوالعتاهية» که برخِی احتمال لقب بودن آن را داده اند.(٢) از برخِی رواِیات نِیز اطلاق لقب بر اِین نوع کنِیه ها استفاده مِی شود.(٣) از اِین عنوان به مناسبت در برخِی ابواب، همچون صلات و حدود و نِیز در اصول فقه، بحث الفاظ سخن گفته اند. خداوند در قرآن کرِیم مؤمنان را از به کار بردن القاب زشت نسبت به ِیکدِیگر نهِی کرده است. (٤)
خطاب کردن مسلمان با القابِی زشت و توهِین آمِیز، همچون فاسق، حرام و موجب تعزِیر است. در خطاب کفار ِیکدِیگر را با اِین القاب، تعزِیر ثابت نِیست(٥) (← دشنام).