فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٦
از اجزاِی واجب کفن لفافه است که بر روِی لنگ و پِیراهن قرار مِیگِیرد و همه بدن مِیت را مِیپوشاند. در کلمات فقها به اِین قطعه از کفن، ازار نِیز اطلاق شده است.(١)
در اِینکه واجب ِیا مستحب است درازاِی لفافه به قدرِی باشد که علاوه بر پوشاندن سرتاپا، سروته آن بسته شود ِیا نه، مسئله محل اختلاف است. (٢)
به تصرِیح برخِی واجب است پهناِی لفافه به اندازه اِی باشد که ِیک طرف آن بر روِی طرف دِیگر قرار گِیرد.(٣)
به قول مشهور، علاوه بر لفافه واجب، مستحب است مِیت در پارچه سرتاسرِی دِیگرِی از جنس حبره (← حبره) که نوعِی برد ِیمانِی است، کفن شود. به تصرِیح برخِی، چنانچه پارچه حبره اِی ِیافت نشود، مستحب است پارچه اِی دِیگر جاِیگزِین آن گردد. (٤)
(١) مستند الشيعة ١٨٢/٣ ؛ جواهر الکلام ٤/ ١٦٧.
(٢) جواهر الکلام ٤/ ١٦٧.
(٣) رياض المسائل ٢/ ١٧٠.
(٤) جواهر الکلام ٤/ ١٩٩؛ العروة الوثقى ٢/ ٧٤؛ مصباح الهدِی ٦/ ١٩٨.
لفظ
لفظ: کلام.
لفظ عبارت است از کلمه اِی که به آن تکلم مِی شود (و از دهان بِیرون مِی آِید). لفظ در اصل، مصدر لَفَظَ يَلْفِظُ است؛ لِیکن در معناِی اسمِی (کلمه اِی که به آن تلفظ مِیشود) به کار رفته و جمع آن «الفاظ» است.(١) از آن در اصول فقه، بخش الفاظ و در فقه در بابهاِی طهارت، صلات و عقود و ايقاعات سخن گفته اند.
الف. بعد اصولِی
بخش مهمِی از مباحث اصولِی را مباحث الفاظ تشکِیل مِیدهد. مقصود از طرح مباحث الفاظ در اصول فقه، تشخيص ظهور الفاظ از ناحِیه وضع ِیا اطلاق کلام است که نتِیجه آن دستِیابِی به قواعد کلِی است که صغراهاِی اصل ظهور (← اصل لفظِی) را منقّح مِیسازد.
اِین مباحث در هِیئت و صِیغه هاِی کلام -که محل اختلاف واقع شده ـ مطرح مِیباشد؛ خواه هِیئتهاِی مفردات، همچون هِیئت مشتق و امر و نهِی باشند ِیا هِیئتهاِی جمله، مانند مفاهِیم.