فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٤
(١٦) كتاب المكاسب ١/ ٣٤٣ ؛ الفوائد الطوسية / ٥١٦ – ٥١٧.
(١٧) الفوائد الطوسية / ٥١٦ ؛ صراط النجاة ٣/ ٢٩٨.
(١٨) مفاتيح الشرائع ٢/ ٢٤ – ٢٥.
(١٩) جواهر الکلام ٢/ ٦١.
(٢٠) ١٢/ ٥٠.
(٢١) ١٠/ ٤١١.
(٢٢) مستند الشيعة ١٥/ ٢٦٨ ؛ وسائل الشيعة ٢٥/ ٢٧٢، ٣٥٩ و ٣٦٣.
لغزِیدن
لغزِیدن: سُر خوردن.
از آن به مناسبت در بابهاِی غصب و دِیات سخن گفته اند.
لغزِیدن و ضمان: از اسباب ضمان، تسبِیب است. مقصود از آن، فراهم آوردن زمينه وقوع آسِیب ِیا خسارت بر دِیگرِی به طور غِیر مستقِیم مِیباشد.
از مصادِیق تسبِیب، انداختن چِیزِی همچون پوست خربزه ِیا موز در مسِیر عبور و مرور رهگذران و لغزِیدن ِیکِی از آنان به سبب آن و آسِیب دِیدن وِی مِی باشد. در اِین گونه موارد، کسِی که آن شِیء را بر سر راه انداخته و سبب وقوع آن آسِیب شده، ضامن است. همچنِین است اگر در مسِیر عبور و مرور گودالِی بکند و رهگذرِی پاِیش بلغزد و در آن بِیفتد و آسِیب ببِیند(← تسبِیب).
اگر چارپاِیِی که صاحبش همراه آن است، راه را با بول ِیا سرگِین خود ملوّث کند و به سبب آن پاِی انسانِی بلغزد و آسِیب ببِیند، به گفته برخِی، صاحب حِیوان ضامن است. برخِی در صورت توقف حيوان، صاحب آن را ضامن دانسته اند. برخِی نِیز ضمان را در هر صورت نپذِیرفته و صاحب حِیوان را ضامن ندانسته اند.(١)
اگر پاِی چارپاِی کراِیه داده شده بلغزد و به مال ِیا جان کراِیه کننده آسِیبِی برسد، کسِی ضامن نِیست، مگر آنکه سبب لغزش چارپا صاحب آن باشد که با زدن و مانند آن باعث لغزِیدن چارپا شده است. در اِین صورت، صاحب چارپا ضامن خواهد بود. (٢) چنانچه حمّالِ اجِیر شده براِی حمل بارِی بلغزد و به بارش آسِیب برسد، آِیا ضامن است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. برخِی مطلقا او را ضامن دانسته اند(٣) و برخِی تنها در صورت تفرِیط و کوتاهِی در درست راه رفتن ضمان را ثابت دانسته اند. (٤)
(١) المبسوط ٧/ ١٨٩؛ تحرِیر الاحکام ٥/ ٥٣٩ - ٥٤٠ و ٥٤٤ ؛ جواهر الکلام ٤٣/ ١٢٦ – ١٢٧.
(٢) منهاج الصالحين (خوِیِی) ٢/ ٩١.
(٣) العروة الوثقى ٥/ ٦٨.
(٤) منهاج الصالحِین (خوِیِی) ٢/ ٩١.