فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٣
لعن دشمنان خدا و اولِیاِی او (پِیامبران و حجّتهاِی الهِی) همچون کافران و منافقانِی که کفر خوِیش را پنهان و تظاهر به اسلام مِیکنند، جاِیز بلکه مستحب است؛ چنان که بسِیارِی از زِیارتها و دعاهاِیِی که از معصومان عليهم السلام رسِیده، مشتمل بر لعن دشمنان و ستمگران به اهل بِیت علِیهم السّلام مِی باشد؛ بلکه لعن بر آنان مصداق تبرِی و از نشانه هاِی اِیمان به شمار رفته است (١٤) (← برائت).
آيا لعن مؤمن فاسق جاِیز است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. برخِی لعن مؤمن فاسق، حتى متجاهر به ارتکاب گناه کبِیره (← گناه کبِیره) را جاِیز ندانسته اند. (١٥) برخِی دِیگر لعن مرتکب گناه کبِیره را جاِیز دانسته اند. (١٦)
لعن صوفيان (← صوفِیه) و نِیز بدعت گذاران جاِیز است(١٧) (← بدعت). لعن کسِی که سزاوار آن نِیست، گناه و حرام است. (١٨)
تخلِی در مواضع لعن؛ ِیعنِی مکانهاِیِی که لعن و نفرِین مردم را در پِی دارد، همچون دَرِ منازل دِیگران، مکروه است. (١٩)
در نماز بر مِیت منافق، آِیا لعن او واجب است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است.(٢٠) لعن دشمنان اهل بيت عليهم السلام، همچون بنِی امِیه، بوِیژه آنان که بذر دشمنِی، اختلاف و نفاق را در مِیان امت مسلمان کاشتند، در تعقِیب نماز مستحب است. (٢١)
ِیاد کردنِ امام حسِین و اهل بِیت آن حضرت علِیهم السّلام پس از نوشِیدن آب و نِیز هنگام دِیدن شطرنج و آب جو (← فقاع) و لعن بر قاتلان اِیشان مستحب است. (٢٢)
در صِیغه لعان مِیان زوجِین، مرد پس از چهار بار قسم خوردن مبنِی بر راستگو بودن در ادعاِیش، بار پنجم مِیگوِید: لعنت خدا بر من اگر دروغ بگوِیم(← لعان).
(١) الفوائد الطوسية / ٥١٦ ؛ مرآة العقول ١٠/ ٧٨.
(٢) بقره / ٨٩ و ١٦١ ؛ نساء / ١١٨.
(٣) توبه / ٦٨ ؛ فتح / ٦.
(٤) احزاب / ٥٧.
(٥) مائده / ١٣.
(٦) محمد ٢٢ - ٢٣ .
(٧) اعراف/ ٤٤.
(٨) نساء ٩٣.
(٩) بقره / ١٥٩.
(١٠) هود/ ١٨.
(١١) نور/ ٢٣.
(١٢) جواهر الكلام ٤٠/ ١٣١ ؛ بحار الانوار ١٠٤/ ٢٧٤.
(١٣) وسائل الشيعة ٥/ ٣٣٢.
(١٤) ٦/ ٤٦٢ ؛ الفوائد الطوسية / ٥١٥ - ٥١٦ ؛ مقامع الفضل ٥٨٧/١.
(١٥) صراط النجاة /١/ ٤٤٢ و ٣/ ٢٩٨.