فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٥٢
لطيم
لَطيم: نهمِین اسب در مسابقه(١) (← اسب دوانِی).
(١) جواهر الکلام ٢٨/ ٢١٤.
لعاب ← آب دهان
لعان
لعان: مباهله مِیان زوجِین به گونه اِی خاص.
لعان مصدر باب مفاعله (لاعَنَ، يُلاعِنُ، لِعاناً) و به معناِی طرد، دور کردن و نفرِین است و در اصطلاح عبارت است از مباهله مِیان زن و شوهر براِی نفِی حد ِیا نفِی فرزند به کِیفِیتِی خاص.(١)
حكم لعان به صراحت در قرآن کرِیم آمده است(٢) و فقها آن را عنوان بابِی مستقل قرار داده و از احکام آن به تفصِیل سخن گفته اند.
حکم اجمالِی: هرگاه مردِی همسرش را به زنا نسبت دهد و شاهدِی نداشته باشد، در صورت شکاِیت زوجه و مطالبه حد باِید حد قذف بر زوج جارِی شود؛ لِیکن او مِیتواند با چهار بار قسم خوردن مبنِی بر راستگو بودن در اِین ادعا و ِیک بار قسم خوردن مبنِی بر اِینکه لعنت خدا بر او باشد اگر دروغ بگوِید، حد قذف را از خود دور کند. زن نِیز به همِین گونه، مِی تواند حد زنا را از خود دفع کند. براِی نفِی فرزندِی که شراِیط ملحق شدن به شوهر را دارد نِیز همِین گونه عمل و فرزند نفِی مِی شود. در اصطلاح فقه، به اِین عمل «لعان» به زوج «ملاعِن» و به زوجه ملاعنه اطلاق مِیشود.
اركان لعان: اركان لعان عبارت اند از سبب لعان، ملاعن، ملاعنه و چگونگِی لعان.
الف. سبب لعان: سبب لعان دو چِیز است: قذف و نفِی فرزند.
(١) قذف از شراِیط لعان آن است که مرد به همسرش که مشهور به زنا نِیست، نسبت زنا دهد و مدعِی رؤِیت آن باشد، بدون آنکه شاهدِی بر آن داشته باشد. بنابر اِین، اگر به زن اجنبِی نسبت زنا دهد، بدون شهود بر آن، حد قذف بر او جارِی مِی شود؛ چنان که اگر بدون مشاهده، حتِی